مملكت بدانجاى رسيدم كه گلخنتابى جواب سلام من نمىدهد .
عالمى بود همه پاكى گرفته ، بحار تسبيح و تقديس موّاج گشته ، همه را زهر قهر داده و مشتى لايبالى در وجود آورد و گفت : اگر شما صحايف اعمال خود را از نقطهء سياه معاصى مصون داريد ما قومى آريم كه آفت به هزار جان بخرند ؛ زيرا كه پاكى ما را سزد 16 .
ما كه شما را بيافريديم نه از براى آن آفريديم تا بندگى شما را آشكارا كنيم ، حكمت آن بود تا خداوندى خود آشكارا كنيم . فريشتگان در صدر جلالت تسبيح بودند چون آدميان در آمدند تسبيح خود در جنب آفت ايشان بديدند ، ندا آمد كه يا مقدّسان و مهلّلان ما را به ثناى شما حاجت نيست ، حضرت ما پاك است از تسبيح و تقديس ، شما دست از تسبيح بداريد و عذر دوستان ما خواهيد . چون صدر آدميان را مسلّم گشت ، فريشتگان را گفتند : شما دعا گوى ايشان باشيد در حضرت جلال ما . چون ارزاق مىنوشتند لوح در كنار اسرافيل بود چون كار به لوح دل رسيد هيچكس رها نكرد ، اسرافيل كه سى هزارساله راه بالاى وى است و عرش بر سفت وى است با اين همه بالا و عظمت لوح دل در كنار او نگنجد ؛ قلم اقوات به دست اسرافيل داد اما قلم عزّت در قبضهء قدرت وى است 17 و دلها در قبضهء غيرت است ، امروز در پردهء غيرت شنيده 18 فردا در پردهء غيرت ديده .
گفتهء ايشان است : الغيرة البشرية على النّفوس ، و الغيرة الرّبوبيّة على القلوب .
آنكه دل ترا به كس ننمايد 19 از آن است كه در پردهء غيرت است ، فردا كه در جنّت روند دلها را گويند كه ديدهها را ميزبانى كنيد ، آنكه او را بينند آن ميزبانى دلهاست مر ديدهها را .
دل هميشه در حضرت است و حق را مىبيند /
a
173 / و حق به او مىنگرد ؛ اوست كه از مجلس 20 عام خاصّ داند كرد 21 .
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . مج : شكر گوى
( 2 ) . تو . كب : + من القوّة
( 3 ) . تو ، آ : هيچ جا
( 4 ) . آ : اگر تايب را گفتى
( 5 ) . آ : برآيد ، تو : كى پديد آيد
( 6 ) . تو : عراقت
( 7 ) . آ : با چندين جفا بنده خواندم
( 8 ) . آ : قلقلى
( 9 ) . تو : ما يتجمّل المتجمّلون
( 10 ) . آ : در حاشيه افزوده شده : و از ميان بستهاى چون شبلى پير طريقت و از زنار بستهاى چون معروف كرخى چون مقدم حقيقت
( 11 ) . آ : گبرى
( 12 ) . آ : نمىبردى
( 13 ) . آ : « سرى عزيز است . . . بيرون برى » را ندارد
( 14 ) . آ : فرا نهادند
( 15 ) . آ : مىگويى
( 16 ) . آ : جز ما را نسزد
( 17 ) . آ : قلم قدرت به يد وى است
( 18 ) . آ : سينه
( 19 ) . تو : ننمايم
( 20 ) . آ : آن مجلس
( 21 ) . مج : + صلى الله على محمّد و آله .