تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
مملكت بدانجاى رسيدم كه گلخنتابى جواب سلام من نمىدهد . عالمى بود همه پاكى گرفته ، بحار تسبيح و تقديس موّاج گشته ، همه را زهر قهر داده و مشتى لايبالى در وجود آورد و گفت : اگر شما صحايف اعمال خود را از نقطهء سياه معاصى مصون داريد ما قومى آريم كه آفت به هزار جان بخرند ؛ زيرا كه پاكى ما را سزد 16 . ما كه شما را بيافريديم نه از براى آن آفريديم تا بندگى شما را آشكارا كنيم ، حكمت آن بود تا خداوندى خود آشكارا كنيم . فريشتگان در صدر جلالت تسبيح بودند چون آدميان در آمدند تسبيح خود در جنب آفت ايشان بديدند ، ندا آمد كه يا مقدّسان و مهلّلان ما را به ثناى شما حاجت نيست ، حضرت ما پاك است از تسبيح و تقديس ، شما دست از تسبيح بداريد و عذر دوستان ما خواهيد . چون صدر آدميان را مسلّم گشت ، فريشتگان را گفتند : شما دعا گوى ايشان باشيد در حضرت جلال ما . چون ارزاق مىنوشتند لوح در كنار اسرافيل بود چون كار به لوح دل رسيد هيچ‌كس رها نكرد ، اسرافيل كه سى هزارساله راه بالاى وى است و عرش بر سفت وى است با اين همه بالا و عظمت لوح دل در كنار او نگنجد ؛ قلم اقوات به دست اسرافيل داد اما قلم عزّت در قبضهء قدرت وى است 17 و دلها در قبضهء غيرت است ، امروز در پردهء غيرت شنيده 18 فردا در پردهء غيرت ديده . گفتهء ايشان است : الغيرة البشرية على النّفوس ، و الغيرة الرّبوبيّة على القلوب . آنكه دل ترا به كس ننمايد 19 از آن است كه در پردهء غيرت است ، فردا كه در جنّت روند دلها را گويند كه ديده‌ها را ميزبانى كنيد ، آنكه او را بينند آن ميزبانى دلهاست مر ديده‌ها را . دل هميشه در حضرت است و حق را مىبيند /
a
173 / و حق به او مىنگرد ؛ اوست كه از مجلس 20 عام خاصّ داند كرد 21 .

اختلاف نسخه‌ها

شرح
( 1 ) . مج : شكر گوى ( 2 ) . تو . كب : + من القوّة ( 3 ) . تو ، آ : هيچ جا ( 4 ) . آ : اگر تايب را گفتى ( 5 ) . آ : برآيد ، تو : كى پديد آيد ( 6 ) . تو : عراقت ( 7 ) . آ : با چندين جفا بنده خواندم ( 8 ) . آ : قلقلى ( 9 ) . تو : ما يتجمّل المتجمّلون ( 10 ) . آ : در حاشيه افزوده شده : و از ميان بسته‌اى چون شبلى پير طريقت و از زنار بسته‌اى چون معروف كرخى چون مقدم حقيقت ( 11 ) . آ : گبرى ( 12 ) . آ : نمىبردى ( 13 ) . آ : « سرى عزيز است . . . بيرون برى » را ندارد ( 14 ) . آ : فرا نهادند ( 15 ) . آ : مىگويى ( 16 ) . آ : جز ما را نسزد ( 17 ) . آ : قلم قدرت به يد وى است ( 18 ) . آ : سينه ( 19 ) . تو : ننمايم ( 20 ) . آ : آن مجلس ( 21 ) . مج : + صلى الله على محمّد و آله .
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 514 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى