درويشى ، اجتماعى و ديوانى روزگارش سخنى داشته است . اين گونه فوائد در روح الارواح هرچند گذرا و اشارهوار مىنمايد ، ولى موارد بسيار دارد ، و اطلاعاتى به دست مىدهد كه در تاريخ فرهنگ ما قابل توجه است و ارزنده . بهطور مثال : كلاه گبران كه جهت مشخّص بودن آنان در ميان مسلمانان استفاده مىشده /
a
180 / ، زنّار هفت گزى كه ترسايان آن روزگار مىبستهاند /
a
166 / ، ابزارى مانند عصا و مرقّع و كلاه و تاج و كشكول كه درويشان و خانقاهيان استفاده مىكردهاند /
a
51 / ، چگونگى خلعت دادن به ديوانيان و گرد شهرشان گردانيدن /
b
132 / ، آدابى كه سلاطين در فرستادن نوّاب به ولايتهاى ديگر مرعى مىداشتهاند /
b
135 / ، آراستن منزلى كه سلطان در آنجا فرود مىآمده است /
b
2 / ، روز پنجشنبه كه روز عرض علم در دبيرستان بوده /
b
191 / ، و آداب و شروطى مانند مهر زدن بر امانت مردمان /
a
203 / ، مسند گاهى كه براى نوعروس آماده مىكردهاند /
a
204 / و دهها نكتهء ديگر .
به اعتبار اسباب شاعرانه و هنر نويسندگى
اگر شاهكارهاى ادبى منثور زبان فارسى را - به ارتباط سليقهها و پسندهاى زبانى فارسى زبانان ، و نيز با توجه به سبكهاى مختلف نويسندگى - بين پنج تا بيست اثر فرود آريم و فرا بريم ، بىترديد روح الارواح را يكى از آثار بيستگانهء مذكور مىتوان به شمار آورد ؛ زيرا با آنكه موضوع اصلى اين كتاب گزارهء اسماء حسنى است ، و با آنكه به ارتباط موضوع مزبور مطالب گونهگونى كه مؤلف مطرح كرده است مربوط به مسائل الهياتى ، اخلاقى و پسندها و آراء عرفانى است ، اما بيشترينهء اين نكتهها با زبانى عنوان شده كه كتاب را از حدّ يك نگاشتهء عرفانى محض فرا مىبرد و صبغهء ادبى را نيز نصيبش مىكند . زبان روح الارواح پر است از مسائل جمالشناسيك زبانى و اسباب شاعرانه . در اين كتاب با نمونههاى زيادى از جملههاى كوتاه فارسى روبرو مىشويم كه آهنگين است ، و همچنان در سرتاسر كتاب به تشبيهات ، استعارات ، توصيف گونههاى شاعرانه ، تمثيلها و جناسهاى خيالانگيز بر مىخوريم كه اگر سمعانى قافيه و وزن همگون عروضى را نيز توامان آنها مىكرد ، بىترديد كتابش را مىتوانستيم از زمرهء منظومههاى ادبى - عرفانى به شمار آوريم . بنابراين روح الارواح را نمىتوانيم با معيارهايى كه آثارى چون كشف المحجوب هجويرى ، شرح تعرّف مستملى بخارى و ترجمهء رسالهء قشيريه را براساس آنها مىسنجيديم مورد نقد و بررسى قرار دهيم ؛ زيرا روح الارواح از