پيراهن چه كند .
موسى گفت :
أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ ،
الواح فرستادند كه وقت ديدار نيست ، اين الواح يادگار دار ، تا وقت ديدار آيد . اى دوست ما امروز روز ديدار نيست آسمان و زمين و مكوّنات و مصوّرات و موجودات يادگار دار ، چون وقت ديدار آيد اين همه را برگيريم .
تو در اين زمين معصيت بسيار كردى و آسمان و ستارگان مطّلع بودند ، ايشان را به سلطان عدم دهيم تا دمار از ايشان برآرد ، آنگاه گوييم : بندهء من از اين جاسوسان مترس كه ايشان خود به خود مشغولاند .
چون دوست عزيز بود غيرى را ادب كنند ، تا دوست ادب گيرد .
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ .
سؤال از ابراهيم بود كه
كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى ،
و كارد بر حلق مرغ آمد كه فصرهنّ 25 .
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . تو ، مج : « اليوم القيامى » ندارد
( 2 ) . تو : مرجحة ، آ . نيران مترجحه
( 3 ) . تو : طالب
( 4 ) . تو : « و امّى . . . الله » ندارد
( 5 ) . آ : در بازى ، تو : در بايد بازيد
( 6 ) . تو : فى مرضه
( 7 ) . تو : كان أفقر أم انت
( 8 ) . كب ، آ : آيد
( 9 ) . مر : از خلق
( 10 ) . تو : اقرأبه
( 11 ) . مج : « و اطراف » ندارد
( 12 ) . تو : جندى ، آ : شجاع
( 13 ) . مج : + قالوا لا علم لنا انّك انت علّام الغيوب
( 14 ) . مر : ناير و نايس ، آ : نابرواش
( 15 ) . آ : مضان صنوف
( 16 ) . تو ، مج ، آ : دانستند
( 17 ) . تو : از عين حيرت
( 18 ) . آ : در حاشيه افزوده شده : عبدى عبدى + گرچه روز قيامت صعب است لكن با اين خطاب سهل است از جهت آنكه در نداى عبدى تشريف اضافت است بنده جمله تشريفات در تحت اين ياد داخل است
( 19 ) . تو : نطفه حمأ مسنونى
( 20 ) . آ : بودى
( 21 ) . آ : به كفوى
( 22 ) . مر : دونان
( 23 ) . آ : ويران
( 24 ) . تو : مالكان ملك آبادان كنند ما به ملك عزيز نيستيم
( 25 ) . تو : سؤال از ابراهيم بود و كارد بر حلق مرغ و السّلام ، مج : « فصرهن » ندارد .