آيد » را ندارد
شرح
( 14 ) . آ : در حاشيه افزوده شده :نى روى گريختن نه سامان درنگ * نى مىرسدم برات وصل تو به چنگاز بهرِ تراست بر من اين عالم تنگ * موقوف توام نه صلح ( . . . ) نه جنگ( 15 ) . مج ، آ : ديدم
( 16 ) .
آ : در حاشيه افزوده شده : روزى جنيد رحمة الله عليه در مسجد نشسته بود آن ديوانهء عراق درآمد با دل بريان و چشمى گريان ، جانى در آتش حيرت سوخته و قال : العتاب العتاب ان طلبته طردنى ، و ان هربت منه احرقنى
( 17 ) . آ : « و روى . . . نيست » ندارد
( 18 ) . آ : وجد تو به وجود رسيد
( 19 ) . آ : ديدن
( 20 ) . آ : اين كلمه مرغ كه در قفص است
( 21 ) . آ : تحيرى
( 22 ) . مج ، آ : نگردند
( 23 ) . آ : خبر نبود
( 24 ) . آ : كدام است تا گفتند
( 25 ) . تو : « دو + محبت مستتر است . . . ابرار بود » ندارد
( 26 ) . آ : انوار سجود .