تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
على الخصوص . و اين سرّ وراى كلام است و خود محبّان دانند كه آن كدام است كه طبيبان اندازهء درد بيماران بدانند 24 . مجازاة المحبّ بدون اللقاء جور . و اين لطف تعبيهء علّت نيست و به واسطهء حيلت نيست . و امّا محبّت بنده مر حق را حالتى است كه در دل خود مىيابد كه آن حالت او را حاصل گردد بر موافقت اوامر ؛ و اختيار امر بر اختيار نفس امّارهء قمّارهء خمّاره . و بناى محبّت بر جسم مراد حظوظ است هر كه با محبّت دست در كمر دارد دل از كلّ حظوظ اصلا و رأسا بردارد . و محبّت مستتر است به صفاى احوال ، كه اصل او در حقهء استار است ، و اين صفات ابرار بود 25 . و محبّت موجب اعتكاف است بر درگاه محبوب ، و اصل او از احبّ البعير است ، و احبّ البعير يعنى كه شتر زانو به زمين زد كه هرچند كه بزنى از جاى نجنبد . اين همه سخنان خبر و حكايت است ، حقيقت آن است كه المحبّة حالة لا يعبر عنها مقالة . در آن ساعت كه آن نار محبّت علم در سينهء آن محبّ برزند و شررى از آن در مجاورت نفس به صحرا آيد ، از حضرت عزّت ندا آيد كه اى فريشتگان هر كه را پرّوبال به كار است از راه برخيزيد كه بر هر كه برق بريق حريق آن نفس برافتد نه پرّش ماند و نه بال ، نه جاهش ماند نه مال . فردا امّتان مصطفى به دوزخ رسند ، بر دست آثار وضو ، بر روى آثار سجود 26 ، بر زفان شعار ذكر ، در دل نار محبّت ، بر جان داغ عشق ، مالك گويد : اين‌چنين دوزخى بود . زليخا چون خواست كه يوسف را در زندان كند تاج بر سرش نهاد و حلّه در وى پوشيد و كمر مرصّع بر ميانش بست ، زندانبان درنگرست ، گفت اين‌چنين زندانى بود ؟ مؤمن را در دوزخ هزار بار راحت بيش از آن بود كه آن پادشاه را بر تخت ملك ؛ زيرا كه اين نعمتى است به شوب فراق آميخته ، و صد هزار خصم در عالم برانگيخته . باز مؤمن را در دوزخ محنتى است كه بعد او كاس اقبال وصال بر دست ساقى نوال مالامال خواهد بود . كى برابرى كند نعمتى كه از روى بيم زوال بود با محنتى كه در وى اميد وصال بود .

اختلاف نسخه‌ها

شرح
( 1 ) . مج : ولى ولاية فهو وال ( 2 ) . مج ، آ : المحنة ( 3 ) . مج : ساخت ( 4 ) . مر : به تاريخ ( 5 ) . آ : برساختند ( 6 ) . آ : خويشتن‌بينى + و مخالفت ( 7 ) . آ : قلاده ساخت ( 8 ) . آ : كم كردند ( 9 ) . آ : « عمل نقابه » ندارد ( 10 ) . مر : كه او نشان داد ( 11 ) . آ : موهوب ( 12 ) . مر : « و بر دل دوستى » ندارد ( 13 ) . مج ، آ : بيت « زهر كه به ياد . . . باهوش
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 465 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى