شرح
( 64 ) . مر : عالى گردد
( 65 ) . آ : مكيّف كرد
( 66 ) . آ : آنگه + نكال
( 67 ) . آ ، مج : پدرم حكايت كردى قدّس اللّه روحه
( 68 ) . آ : فريشتگان
( 69 ) . آ : نه اين آن است
( 70 ) . آ : پديد گشت
( 71 ) . آ : ابالسه
( 72 ) . آ : گاه امر است و گاه نهى
( 73 ) . آ : از بالا نگرد
( 74 ) . آ : هيچ ذات را
( 75 ) . آ : دولت ايشان
( 76 ) . آ : مر لايق اين حكايت كه
( 77 ) . آ : مهارى
( 78 ) . مج ، مر : و يا + اما
( 79 ) . مج : آتش حى خواهد
( 80 ) . آ : در حاشيه به خطى ديگر افزوده شده :چون فقر زينتى است هستى كم كن * هستى بت تست بتپرستى كم كناز هستى و نيستى چو گشتى فارغ * مىنوش شراب وصل و مستى كم كن( 81 ) . آ : در حاشيه افزوده شده :برق كه ز ميغ آن جهان روى نمود * چون سوختهاى نيست كرا دارد سوداز هر دو جهان سوختهاى مىبايد * كان برق كه مىجهد درو افتد زود( 82 ) . آ : گوشمال
( 83 ) . تو : جوزا را .