تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ .
شما آن مىبينيد كه سر و كار ايشان با ما چيست در معاملت ؛ آن نمىبينيد كه سر و كار ما با ايشان چيست در محبّت ؟ و لا تثق بمودّة من لا يحبّك الّا معصوما و لا خير فى حبّ من لا يحمل ايذاؤه 38 و لا يشرب على الكدر ماؤه . پيش از وجود آدم كه طراز كسوت راز محبّت بود ، فريشتگان بودند كه صفهاى عبادت راست مىداشتند و رسته‌هاى طاعت مىآراستند و خود نمىدانستند كه در غيب مردى است كه چون وى لباس صلصال در پوشد ، در سكر قدح وصال صفوف طاعات ايشان را بر هم زند . راست كه آدم قدم از كتم عدم در عالم وجود نهاد ، و ديده در نقطهء شهود نهاد ، بلبل عشقش آشفته ، گل محبّتش نوشكفته ، فريشتگان به فرياد آمدند كه آن مرد خاكى آمده تا به بىباكى آتش در بضاعت طاعت ما زند ، خطاب آمد كه اى ملايكهء ملكوت روى از عرش بگردانيد ، اينك سرير دولت آدم شما را عرشى ، و ذات او شما را قبله‌اى ؛ همگنان روى به حضرت جلال و ساحت اقبال او آوريد كه او عالم است و شما عامل ، او دوست است و شما بنده ،
بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ .
چون آن عزيزان كه اين طارم ازرق و اين قبّهء معلّق منزل ايشان است ، روى به حضرت جلال خاك آوردند ، مثال ايزدى را - كه
اسْجُدُوا لِآدَمَ *
- امتثال كردند ، عزّت ربّانى از عالم جلال سلطانى تاختن آورد و آدم را در كورهء قهر
« وَ عَصى » *
نهاد ، و آتش ابتلا در بست ، تا نداوت نظر به سجود ملايكه از وى برفت . در اين قرطهء فقر پيدا آمد كه
رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا
؛ اصبح محمول الملائكة مسجود الكافة على رأسه تاج الوصلة و فى وسطه نطاق القربة و فى جيده قلادة الالفة لا احد 39 فوقه فى الرتبة و لا شخص مثله فى الرفعة يتوالى عليه النداء فى كل لحظة يا آدم فلم يمس حتى نزع منه لباسه و سلب استيناسه و الملائكة يدفعونه 40 بعنف ان اخرج من غير مكث . شعر
و امنته فاباح لى من مأمنى * قهرا كذا من يأمن الاحبابا
و هر ذرّه‌اى از ذرّات 41 آدم اين نعرهء عشق برآورد كه : /
b
72 / بيت
دل در غم عشق مبتلا خواهم كرد * جان را سپرِ تيرِ جفا خواهم كرد
عمرى كه نه در غمِ تو بگذاشته‌ام * امروز به خون دل قضا خواهم كرد
العجب انّ الصّبيان الى القيامة يقرءون فى المكاتب
« وَ عَصى آدَمُ »
لم يستر عليه كما اقتضاه
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 229 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى