تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى
الى قوله :
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى
. بعضى گفته‌اند كه اين نجم ثريّاست . و بعضى گفته‌اند كه اين نجم نجوم قرآن است كه قرآن از آسمان نجم نجم آمد و بعضى گفته‌اند : مراد از اين نجم مصطفى است - صلّى اللّه عليه - اقسم اللّه بمحمّد عليه السّلام اذا نزل من السّماء ليلة المعراج . خداوند - جلّ جلاله - در اين آيت او را نجم خواند و به آيتى ديگر خرشيد خواند ، چنان كه گفت :
وَ سِراجاً مُنِيراً .
و اين سراج آفتاب است ، چنان كه گفت :
وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً .
پس ربّ العزّة - جلّ جلاله - مصطفى را - عليه السّلام - سراج خواند و آفتاب خواست ، حكمت در آن چه بود ؟ حكمت آن بود كه چون آفتاب فروشود از نور وى اثر نماند ، باز چراغ 36 از وى چراغها برافروزند ، اگر چراغ اوّل بردارند چراغهاى ديگر افروخته بماند . اگر ربّ العزّة - جلّ جلاله - او را آفتاب خواندى چون او روى به برقع خاك بپوشيدى ، مصابيح معارف قلوب امّتان وى منطفى گشتى . چراغ خواند تا هر مصباح را كه به دعوت وى برافروخته شود چون وى را از ميان بردارند آن چراغها تا روز قيامت افروخته بماند . و جايى ديگر او را بدر خواند ، چنان كه گفت :
طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ
، الآية . بعضى گفتند : « طا » طرب است و « ها » هوان . اقسم الله تعالى بطرب اهل الجنة فى الجنة و هوان اهل النار فى النار . و بعضى گفته‌اند : به حساب جمل « طا » نه بود و « ها » پنج . پنج و نه ، چهارده بود چنانستى كه مر او را خطاب كرد كه اى ماه شب چهاردهء من ، اى آفتاب تابان من ، و اى ماه رخشان من ، و اى ستارهء درفشان من . /
a
66 / . شعر
قمر منير دائم الاشراق * قامت عليه قيامة العشّاق
بدر تمنّى النّاظرون لو انّه * ما بينهم يمشى على الاحداق 37
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى .
يا محمّد ! اگر مكّيان ترا ناسزا گفتند ، باك مدار ، كه لوح مدح و ثناى تو ما به قلم لطف قدم مىنويسيم . چون ايشان تختهء هجو تو بر مىخوانند تو سورهء مدح و ثنا آغاز كن ،
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ *
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى .
به هوا سخن نگويد ؛ زيرا كه هوا جستن مراد است 38 و محبّ را مراد نباشد ، هر كه مراد جويد آنجا برندش كه مراد وى نباشد ؛ و هر كه مراد خود در زير قدم آرد همه آن كنند كه مراد وى باشد
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى .
اين دوست ما نفسى نزند مگر به وحى ما .
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى ،
قيل علّمه جبرئيل . و قوّت جبرئيل در قصص قرآن معلوم است .