خذلان از ديدهء خود بيرون كنند نمىتوانند . . . /
b
178 /
مهمتر از نكات مزبور ، اشارتى است كه مؤلف در ضمن نقل حديثى به آن توجه داده است /
a
86 / ، حديثى كه از تاج الاسلام معين الدين ابو بكر محمد بن منصور بن محمد بن عبد الجبار السمعانى شنيده بوده است . اين ابو بكر محمد - كه نگارندهء روح الارواح او را به لقب معين الدين خوانده است - بنا بر تصريح عبد الكريم سمعانى - كه فرزند او بوده - برادر بزرگتر مؤلف روح الارواح است كه سرآمد محدّثان روزگارش بوده و در سوم صفر از سال 510 هجرى در مرو در گذشته است . « 26 »
توجه به اين عبارت و اشارات صريح مؤلف از يكسو ، عدم وجود شخصى با نام و نشان شهاب الدين عبد اللّه بن المظفر السمعانى از خاندان بنام سمعانيها در سدهء پنجم و اوايل قرن ششم هجرى از سوى ديگر ، و نيز به لحاظ و اعتبار نسخهء رضوى و ياد كرد عبد الكريم بن محمد السمعانى ، و نظر استاد روانشاد بديع الزمان فروزانفر ، مىتوان پذيرفت كه مؤلف روح الارواح شهاب الدين ابو القاسم احمد بن ابى المظفر منصور سمعانى است ، كه با توجه به اطلاعات موجود در اين كتابش ، و نيز سخنان برادرزادهاش و ديگر مآخذ معتبر به نقد احوال و آراء او مىپردازيم .
3 . نقد حال احمد سمعانى
احمد سمعانى - نگارندهء روح الارواح - يكى از دانشيان و سخنوران خاندان سمعانى است ، خاندانى كه به قول سبكى بيشترينهء مردان آن به فضل و كمال امام و دليل روزگار خود بودند و بر همهء امامان و بزرگان زمان خود به لحاظ فضل و دانش پيشى داشتند ، نه با بخشش مال و اعمال زور . « 27 »
احمد ، فرزند ابو المظفر منصور بن محمد بن عبد الجبار سمعانى است زاده در ذىالحجهء 422 هجرى ، كه به قول صاحب الانساب : امام روزگارش بود و در زمانش بىمثل و بىنظير بود . در تفسير قرآن تسلطى كامل داشت و تفسيرى نوشت كه اصحاب فريقين حنفى و شافعى را خوش افتاد . در حديث نيز صاحب نظر بود و امالىاى در حديث دارد مبتنى بر سخنانى مفيد . نيز هم در حديث آثارى تصنيف كرد
هامش
( 26 ) - الانساب ، ورق 308 الف و ب .
( 27 ) - طبقات الشافعية الكبرى ، 4 / 259 .