اشاراتى تاريخى در روح الارواح هست كه به سامانيان /
b
133 / و غزنويان /
a
185 / - كه اين يكى خاص محمود و مسعود غزنوى است - ارتباط دارد . هرچند كه مؤلف به عشق محمود و اياز صبغهء عرفانى داده است ولى اين نكته پيش از روح الارواح در ديگر نگاشتههاى عرفانى هم مشهود است . چنان كه احمد غزالى ( م 520 ) و عين القضاة همدانى « 22 » ( مقتول 522 ) نيز به اين عشق تركانه رنگ و بوى عارفانه دادهاند . « 23 »
سواى اين نكتهها ، نثر كتاب نيز كهنه و ديرينه است و گونهء زبانى و ساختارهاى واژگانى و دستورى آن شبيه به نگاشتههاى كهن فارسى همچون كشف المحجوب هجويرى ( م 465 ) ؛ و در مواردى چونان طبقات الصوفية ، املاى پيرهرى ( م 481 ) است . ما در خصوص دقايق آوايى ، واژگانى و ساختارى نثر روح الارواح در بخش ديگر اين مقدمه بتفصيل سخن خواهيم گفت ، ولى ذكر اين نكته در اينجا بدان جهت است تا قرابت و همگونى اين نگاشته را با نگاشتههاى سدهء پنجم و چند دههء پس از آن بنماييم . به هرگونه ، گاهى همگونى گونهء زبانى روح الارواح با برخى از مؤلّفات سدهء پنجم به قدرى نزديك مىشود كه خواننده مىپندارد كه مؤلف مطلب را به عين عبارت و يا با تحريرى مختصر از مؤلّفههاى مزبور برگرفته است . از جمله سه چهار عبارت زير را ميان اين كتاب /
a
65 / و شرح تعرّف مستملى بخارى ( م 434 ) / 2 - 572 / قياس بفرماييد : « 24 » :
روح الارواح در جمله مىدان كه انكار كردن معراج تا بيت المقدس كفر است ، زيرا كه نصّ قرآن بر آن ناطق است و انكار نص كفر باشد ؛ اما اگر منكر گردد به بردن به آسمان كافر نگردد ، زيرا به اخبار آحاد آمده است و اخبار آحاد موجب علم نيست اما مبتدع بود .
شرح تعرف انكار كردن معراج تا بيت المقدس كفر است از بهر آنكه اين مقدار به نص قرآن آمده است و انكار نص كفر باشد . و باز به آسمان بردن ، منكر ورا كافر نخوانيم از بهر آنكه به اخبار آحاد آمده است و منكر به اخبار آحاد كافر نباشد و لكن هوادار باشد .
هامش
( 22 ) - - لوائح ، ص 50 ، و نيز ص 38 - 39 ، و تمهيدات ص 30 - 229 .
( 23 ) - عشق محمود به اياز در تاريخ تصوف ، خاصه تصوف خراسان ، در خور تأمل است كه چگونه اين عشق در سدهء پنجم وارد متون عرفانى شده و از تمثيلهاى رايج در ميان خانقاهيان بوده و چگونه صبغهء عرفانى پيدا كرده است .
( 24 ) - البته احتمال مىرود كه مؤلف روح الارواح عباراتى را با تصرفى اندك از اين نگاشته و نگاشتههاى ديگر برگرفته باشد و طبق روش معمول بعضى از پيشينيان به ذكر مأخذ خود اهتمام نورزيده باشد .