تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
اى درويش اگر او ترا پادشاهى ندادى از تو معرفت وى درست نيامدى ؛ زيرا كه پادشاهان را جز پادشاهان نشناسند . اشارت به اين بشارت در مصحف مجيد كجاست .
ثُمَّ جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ
وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً .
ترا پادشاه كرد و پادشاهيى داد كه آن پادشاهى ملطّفه‌اى است موجز از پادشاهى ذو الاجلال . از روح تو عرش عشق ساخته ، و از دل تو كرسى صدق نهاده . از خيل خيال كه در صحراى نهاد تست 83 خيام مقام زده‌اند ، و از دماغ تو لوح‌المحفوظى در پيش تو نهاده . حواسّ خمسه را ملايكهء ملكوت نهاد تو گردانيده ، از عقل تو ماهى و از علم تو آفتابى بر فلك پيكر تو رخشان كرده ، و ترا بدين همه پادشاه گردانيده ، و عبارت از اين حالت بر لسان نبوّت بازداده كه كلّكم راع و كلّكم مسئول عن رعيته . اى دوستان حق نگريد تا به ديدهء حقارت 84 در خود ننگريد كه مطار هماى اخطار و پرواز راز شما نه اينجاست ، خطر شما بزرگ است ، و مرتبهء شما عظيم است ، اگر ظاهرتان خاكى است و رسم‌تان بىباكى است 85 ، باطنتان از عالم پاكى است و در دو كون كفو شما كيست . اگر طاوس وجود شما در مرغزار ازل پرّنده نبود در رياض جنان ابد پرّيده است 86 و خالدا مخلّدا به وصال دوست رسيده است ، و گر جواهر باطن شما در ابتدا به صفات بهيمى و سبعى آميخته است چون در غربال اقبال بر مجاهدت بيخته شود و خون اين نفس حرون را ز روى طبع ريخته شود 87 سزاوار جوار حضرت سلطانى است و بر روى زمين جواهر آسمانى است ، و عبارت از اين حالت چيست ؟ المعرفة سواطع انوار لمعت فى القلوب فحملت القلوب من العيوب الى الغيوب 88 .

اختلاف نسخه‌ها

شرح
( 1 ) . مر : از كالبد ( 2 ) . آ : به + معنى ( 3 ) . مر : بر درويشان يا به معنى ( 4 ) . آ : تنگ گردانيدن روزيهاست ، مر : تنگ گردانيدن است ( 5 ) . مج . و آن سوخته‌اى ( 6 ) . آ : از سر كمال غيرت ( 7 ) . مر : حبيبهء دل ( 8 ) . مج : امرءا يبقى مواثيق عهد ( 9 ) . آ : سلامت به درياى ( 10 ) . آ : « و خرمن . . . زديم » ندارد ( 11 ) . آ : سنّ ضحوك ( 12 ) . مج ، آ : آن مهترى ما گفت شيخ الاسلام قدّس سرّه ( 13 ) . مج : ابيات « هر دل كه . . . آشنا شد » را ندارد ( 14 ) . مر : ديگر گفت ( 15 ) . آ : هر آنكه ( 16 ) . آ : دار داورى ( 17 ) . آ : اطفال + طريقت ( 18 ) . مج : بر دست نهند ( 19 ) . مر : حديث كند ( 20 ) . آ : عشق فيروز هيچ‌كس زهره ندارد ( 21 ) . آ ، مج : خوش خندم ( 22 ) . آ : بردبارى نكند عاشق چه كند ( 23 ) . آ : بنجسته ( 24 ) . مر : سر به پالگانه فراز كند ( 25 ) . آ : حضرت عزت اختصاص