و انى ليرضينى طروق خيالكم * لو انّ جفونى متّعت بمنام
و لست ابالى بالجنان و باللّظى * اذا كان فى تلك الدّيار مقام
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . آ : اعتقاد كرد
( 2 ) . آ : نيكو نبود
( 3 ) . آ : آنچه حوايج اوست و وراى آن ضمان كرده
( 4 ) . آ : چه
( 5 ) . آ : « و ستردن است . . . ذكر حق » ندارد
( 6 ) . آ : رخت خود
( 7 ) . مج ، آ : انت الامير
( 8 ) . مج ، آ : آن اعرابى + با خود
( 9 ) . مج ، آ : از خزانهء تو
( 10 ) . مج ، مصراع « با روى . . . بايد » ندارد .
( 11 ) . آ : مىگذارى
( 12 ) . آ : + و برخاست
( 13 ) . آ : تا آنجا
( 14 ) . آ : كودك را همچنان ديد بر خود پيچان
( 15 ) . آ : و دامن از درع خويش درو كرد
( 16 ) . آ : زده است
( 17 ) . آ : دمى
( 18 ) . آ : بودى
( 19 ) . مج : انه لا بد منك ، آ : + اعتقاد تو آن است كه تو را از روزى چاره نيست و اعتقاد من آن است كه روزى را از تو چاره نيست
( 20 ) . آ : فراز رفته
( 21 ) . آ : عشق زده
( 22 ) . آ : چشمهء آب حيات
( 23 ) . آ : در حاشيه دارد :يا رب تو مرا به هيچ مغرور مكن * وز خويشتنم به خلق مهجور مكناز درى رباطى و دهى ويرانه * درويشى را از دل من دور مكن( 24 ) . مج : اى جوانمرد همت كرد كعبه
( 25 ) . مر : بياسايد و ظواهر به كعبه اسرار برآسايد ، آ : به كعبه اسرار نرسد
( 26 ) . آ : +خواهى كه ترا كعبه كند استقبال * مايى و منى را به منا قربان كن( 27 ) . آ : همه عالم
( 28 ) . آ : + است
( 29 ) . مر ، آ :
نهاديم
( 30 ) . آ : مىزايد
( 31 ) . مج ، آ : بيت « فلو لم يكن . . . سائله » ندارد
( 32 ) . مج : صحبت با دريا جز از كسى درست نيايد
( 33 ) . مج ، آ : ز زخم پيكار . . .
( 34 ) . آ : بىاوش
( 35 ) . آ : از آب
( 36 ) . آ : هستى خودى
( 37 ) .
آ : حوالات + به تو
( 38 ) . آ : فرمودند
( 39 ) . آ : صفت مرد
( 40 ) . آ : هلاك گردد
( 41 ) . آ : و جمعىاند كه سر سوزنى ، مر : و قومىاند
( 42 ) . آ : ردت بندد
( 43 ) . آ : پرناله و سوز كند
( 44 ) . مج : چو عشق خوفته بود . . .
( 45 ) . آ : نيامد
( 46 ) . آ : نبود
( 47 ) . آ : صفت دل
( 48 ) . آ : « است » ندارد
( 49 ) . آ : تيغ تيز
( 50 ) . آ : و آرام گرفت
( 51 ) . آ : گند شد
( 52 ) . مر : سر او طواف جولان نظيره قدس كند ، آ . سر او در طواف و جولان
( 53 ) . آ : چون روش
( 54 ) . مج ، آ : ابيات « آب موليان . . . آيد همى » را ندارند
( 55 ) . آ : بر + هشتاد .