بوزانند
شرح
( 22 ) . مر : گماشتم
( 23 ) . آ : فرونگر
( 24 ) . آ : كردند
( 25 ) . تو : پس از « چنان كه » افتاده است
( 26 ) . آ : به آن چيز
( 27 ) . آ : از جمله
( 28 ) . مر : اما چهار
( 29 ) . آ : به هم ساختند
( 30 ) . مر : بهشت خلود
( 31 ) . مر : مىداد ، آ : برمىآمد
( 32 ) . مر : غريب با غريب
( 33 ) . آ : « از بهشت » ندارد
( 34 ) . آ : بىمرگ با چند برگ از فردوس
( 35 ) . آ : وطن غربت
( 36 ) . آ : بازآوريم .