شرح
( 18 ) . مر : « بر »
( 19 ) . آ : ايشان نكنند
( 20 ) . مر : « انّى اعلم ما . . . عزيز گردانيم » ندارد
( 21 ) . تو : مىبينيت . . .
مىنگريت . در اين نسخه در چند مورد افعال به صورت لهجهيى و با تبديل « د » به « ت » آمده است
( 22 ) . آ : من بدانم
( 23 ) . آ : در غژن سياه ، و در حاشيه معنى شده به لاى سياه
( 24 ) . تو ، آ : آلايش را ببرد
( 25 ) . آ : محنت را ببرد + اگر محبت حقيقى الهى آلايش معصيت بندهء خود را زائل گرداند از كرم عميم وى عجب نبود
( 26 ) . مر : ثابت نكرد
( 27 ) . آ : عزيز
( 28 ) . مر : دور حكيمايم
( 29 ) . آ : بىمثل و بىنظير
( 30 ) . آ : + به لحظتى
( 31 ) .
مر : روانه هرگز
( 32 ) . تو : بيت « البسه الله . . . يقصر » كه در ورق /a25 / نسخههاى ديگر آمده در اين نسخه در اينجا قرار دارد
( 33 ) . مر : چه حد دوست دارى
( 34 ) . آ : لنفسى ما را گفت
( 35 ) . مر : مصراع دوم را به اين صورت دارد :در دايره محبه مركز تو بُدى( 36 ) . مر : در منازل
( 37 ) . آ ، مج : هر روز
( 38 ) . مر : « اى غژن . . . آكنده » ندارد
( 39 ) . مج ، تو : يقول عبادى
( 40 ) . تو ، آ : عمرى كلها
( 41 ) . تو : در مقام تحيّر متوقف گشتندى
( 42 ) . آ ، تو : روزى يكى
( 43 ) . تو ، آ : به احسان ما به ما وسيلت جست
( 44 ) . آ : احسان قديم او جويند ، تو : اى درويشان . . . جوئيت . . .
جوئيت
( 45 ) . آ : و توفيق برويانيدى
( 46 ) . آ : بپرورانيدى
( 47 ) . آ : معجون
( 48 ) . تو : هيچ + جا
( 49 ) .
آ : هر دو معنى .