سهل بن عبد الله تسترى گفت : الخوف ذكر و الرّجاء انثى و منهما يتولّد حقائق الايمان .
خوف و رجا جفتاند چون با يكديگر صحبت كنند از ميانه ، جمال ايمان روى نمايد . از آنكه رجا صفت انوثت دارد و خوف صفت ذكورت . زيرا كه غلبهء رجا كاهلى و سستى بار آرد و آن صفت اناث است . و غلبهء خوف تشمّر و تجلّد بار آرد و اين صفت ذكور است . و بقاى ايمان در بقاى اين دو معنى است ، چون اين دو معنى از پيش برخاست يا امن حاصل آيد يا قنوط ، و هر دو صفت كفّار است . زيرا كه امن از عاجزان است و اعتقاد صفت عجز در وى كفر است . و قنوط از لئيمان است و اعتقاد صفت لؤم در وى شرك است . نه همه ترس عقوبت بايد نه همه انتظار رحمت . از خوف و رجا معجونى 47 بايد ساخته و اطريفلى تركيب داده . آرى چراغى كه در وى روغن نباشد روشنايى ندهد و چون روغن باشد تا آتش نبود ضيا ندهد و چون روغن و آتش باشد تا فتيله نبود كه هستى خويش فداى سوز آتش كند هيچ 48 كار رونق نگيرد . پس خوف بر مثال آتش /
b
25 / سوزان است و رجا بر مثال روغن مددكننده است ، و ايمان بر كردار آن فتيله است و دل بر شكل آن چراغدان . اگر همه خوف باشد چون چراغدانى باشد كه در وى همه آتش است و روغن نيست . و گر همه رجا باشد چون چراغى بود كه در وى روغن هست و آتش نيست . و چون خوف و رجا مجتمع گشت اينك چراغى پيدا آمد كه در وى هم روغن است كه مدد بقاست ، و هم آتش است كه مادّت ضياست . آنگاه ايمان از ميان اين هر دو 49 از هر دو مدد مىگيرد ، از يكى ضيا و از يكى بقا ، آنگه مؤمن به بدرقهء ضيا راه مىرود و به مدد بقا قدم مىزند .
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . تو : صورت شما زيبا و نيكو نگاشتم
( 2 ) . مج : مصراع اول را ندارد مصراع دوم : . . . كه بس زيبا كرد
( 3 ) . تو : قبهء خضرا بكشيد و بر نجوم متلالى كه بر مثال درر و لئالى است مزين گردانيد و جبال راسخات و راسيات را نصب كرد
( 4 ) . تو : خطا كرد
( 5 ) . آ : نتوانست كرد
( 6 ) . آ : اين همه كه رفت خلقت است
( 7 ) . آ : سوى
( 8 ) . آ : در حاشيه دارد :ماه را مانى اگرچه ماه را گفتار نيست * سرو را مانى اگرچه سرو را رفتار نيستهم نمانى كز تو تا اين هر دو بسيارست فرق * من گمان بردم كه جز گفتار و جز رفتار نيست( 9 ) . مج ، آ : دو بيت « يك شهر همه . . . خواهد دوست » ندارند ، تو : دو بيت مزبور به اضافهء بيت عربى « البسه اللّه . . . يقصر » را ندارد
( 10 ) . تو ، آ : معصوماناند و پاكاناند
( 11 ) . مر : به جاى بيت مزبور « ماء و لا كصدّاء نبت و لا كسعدان » دارد
( 12 ) . تو ، آ : شيخ الاسلام پدرم گفتى رحمه الله
( 13 ) . تو ، آ : اشخاص چند
( 14 ) . آ : ملعون ملعون
( 15 ) . تو : و از درگاه كرم ما حجت بود ، آ : كرم ما حجت بود
( 16 ) . آ : مىدانم آن را كه مىدانم
( 17 ) . مر ، آ : « در زير . . . زاهدان » ندارد