تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
موسىوار در ميقات بىقرارى نعرهء 13 ارنى زد و از معشوق نازنين معانى جواب لن‌ترانى شنيد ، و كوه نفس خاك‌باش راهزن شورانگيز دكّا دكّا ببرد و در عدم‌آباد فقر فرورفت و از او نام و نشان بنماند .
سرمست اگر ز سودا بر هم زنم جهانى * عيبم مكن كه در سر سوداى يار دارم
سيلاب هستى را ، سر در وجودِ من ده * كز خاكدانِ هستى بر دل غبار دارم
موسى و طور عشقم در وادى تمنا * مجروح لَن تَرانِى چون خود هزار دارم 14

اختلاف نسخه‌ها

شرح
( 1 ) . آ : در حاشيه دارد :از همه عالم گزير است ار همه جان و دلند * آن تويى كز كل عالم ناگزيرى ناگزيركم نگردد گنجهاى فضلت از بدهاى ما * تو نكوكارى كم بدهاى ما گير و مگيرصدق ما را صبح كاذب سوخت ما را صدق بخش * پاى ما در طين لازب ماند ، ما را دست گيرهيچ طاعت نايد از ما همچنين بىعلّتى * رايگان‌مان آفريدى رايگان‌مان درپذير( 2 ) . مر : ديدهء لى ( 3 ) . مج : « منيّت » ندارد ( 4 ) . مر : بگسترانند ( 5 ) . آ : دهريات ، مج : « دهريان » ندارد ( 6 ) . آ : سرى مركب ( 7 ) . كب : احديّت و جمال صمديّت ( 8 ) . مج ، آ : دلال الخلق ( 9 ) . مج : بنگرايد ( 10 ) . آ : بالاگاه ( 11 ) . مج : همواره خاطرش حارس . . . دو كلمه پاك شده ( 12 ) . مج : « بود » ندارد ( 13 ) . مج : و موسى درد بر وى نعره ( 14 ) . مج : « و در عدم‌آباد . . . هزار دارم » ندارد .