موسىوار در ميقات بىقرارى نعرهء 13 ارنى زد و از معشوق نازنين معانى جواب لنترانى شنيد ، و كوه نفس خاكباش راهزن شورانگيز دكّا دكّا ببرد و در عدمآباد فقر فرورفت و از او نام و نشان بنماند .
سرمست اگر ز سودا بر هم زنم جهانى * عيبم مكن كه در سر سوداى يار دارم
سيلاب هستى را ، سر در وجودِ من ده * كز خاكدانِ هستى بر دل غبار دارم
موسى و طور عشقم در وادى تمنا * مجروح لَن تَرانِى چون خود هزار دارم 14
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . آ : در حاشيه دارد :از همه عالم گزير است ار همه جان و دلند * آن تويى كز كل عالم ناگزيرى ناگزيركم نگردد گنجهاى فضلت از بدهاى ما * تو نكوكارى كم بدهاى ما گير و مگيرصدق ما را صبح كاذب سوخت ما را صدق بخش * پاى ما در طين لازب ماند ، ما را دست گيرهيچ طاعت نايد از ما همچنين بىعلّتى * رايگانمان آفريدى رايگانمان درپذير( 2 ) . مر : ديدهء لى
( 3 ) . مج : « منيّت » ندارد
( 4 ) . مر : بگسترانند
( 5 ) . آ : دهريات ، مج : « دهريان » ندارد
( 6 ) . آ : سرى مركب
( 7 ) . كب : احديّت و جمال صمديّت
( 8 ) . مج ، آ : دلال الخلق
( 9 ) .
مج : بنگرايد
( 10 ) . آ : بالاگاه
( 11 ) . مج : همواره خاطرش حارس . . . دو كلمه پاك شده
( 12 ) . مج : « بود » ندارد
( 13 ) . مج : و موسى درد بر وى نعره
( 14 ) . مج : « و در عدمآباد . . . هزار دارم » ندارد .