عزيز عهد : اذا فاض بحر الرّحمة تلاشى كلّ زلّة لانّ الزلّة لم تكن و الرّحمة لم تزل و ما لم يكن فكان انّى يقاوم ما لم يزل و لا يزال . چون درياى رحمت موج كرامت و معرفت زند ، جملهء زلّات 12 و معاصى منعدم و متلاشى گردد ، زيرا كه زلّت لم يكن است و رحمت لم يزل ، و لم يكن با لم يزل كى مقاومت تواند كرد . 13 .
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . آ : « آن است كه » ندارد
( 2 ) . آ ، كب : از قفص كون بشكنند
( 3 ) . آ : به دو برسند
( 4 ) . آ : نرسند
( 5 ) . آ : دلهاى ايشان را
( 6 ) . مر ، آ : « به الرحمن » ندارند
( 7 ) . آ : نقصان خاك
( 8 ) . آ : و ليكن چون مرد طاقت كشش بار اللّه نداشت حديث رحمت نگفت تا حق او با حظّ تو آميخته گردد تا مرد نگريزد و الا از آنجا كه حق خداوندى و جلال الهى او بود حديث رحمت در ميان چه كرد
( 9 ) . آ : خاصّ و عام
( 10 ) . مج : عقبه
( 11 ) . مج : بدايت
( 12 ) . آ : زلل
( 13 ) . آ : در حاشيه دارد :تو يقين مىدان كه صد عالم گناه * از تف يك توبه برخيزد ز راهبحر احسان چون درآيد موج زن * محو گرداند گناه مرد و زن .