نسخهها 124 .
شرح
( 21 . ) العليم حال آن كس كه احاطت علم حق بدانست 125 / حكايت درويشى كه همه شب نماز كردى بر امّيد ثنا گفتن شيخ مر او را 127 / مناظرهء جنيد و شبلى در خصوص كريم 128 / حالت نمودن و حالت ربودن 128 / احوال بنده مختلف است 129 / مردان طريقت را دو ديده دادهاند 130 / در قصهء طلب داشت موسى رؤيت حق را 136 / وحى به عزيز كه به حقارت اشياء منگر ، به ياد كرد ما نگر 141 / اختلاف نسخهها 142 .
( 22 . ) القابض الباسط معنى اين نام 145 / حكايت درويشى كه به خانقاهى درآمد و خادم خانقاه پرسيد : به سلامت هستى ؟ 146 / آنكه خداى را شناخت حزنش افزون گشت 147 / آدم دوست بودن و اهل محبت 151 / سؤال عبد الملك مروان از عشق عزّه به كثيّر 153 / بهشت فضل را از بهشت وصل دريابند 155 / در لوح محفوظ نبشته بود كه يا آدم گندم نخور ، و هم نبشته بود كه بخورد 156 / گناه بر ما تقدير كند وانگاه عقوبت كند ؟ 156 / اى دوستان به ديدهء حقارت در خود ننگريد 159 / اختلاف نسخهها 159 .
( 23 . ) الخافض الرافع پارسى خافض و رافع 161 / قومى را بركشد و قومى را دركشد 161 / هنوز آدم گندم نخورده بود كه كلا اجتباه ساخته بودند 163 / سخن شيخ بو سعيد در تفسير يحبّهم و يحبّونه 164 / عشقى كه حيرت ندارد لذّت ندارد 167 / قصهء عيسى و پرسيدن او علّت نحيفى سه كس را 170 / دعاى درويشى ، ممشاد دينورى را به هنگام نزع كه : خدايا بر وى رحمت كن 171 / شگرفى و كنه درك اهل حقيقت از سنّت و كتاب 172 / كلمهء شهادت در زمين عشق رويد 173 / بيان آنكه دل در تن آدمى چون سلطانى حكم مىراند 175 / خاصيت دل آدمى علم و حركت است 177 / عالم اصغر و قياس آن با عالم اكبر 177 / در آنكه دل را حق هست كرد و به خود مخصوص كرد 180 / اختلاف نسخهها 181 .
( 24 . ) المعزّ المذلّ معنى معزّ و مذلّ 183 / برداشتن بار امانت به شير جگرى آدم بود 186 / راهنمايش شريعت و طريقت آدم را در بهشت 188 / بيان خلق مدينهء طينه 189 / در تشبيه تن به دكان ، و دل به صانع و اعضا به ادوات ، و كاركرد آنها 190 / حكايت آن ملك كه حكمت و معرفت داشت و كودكانى