تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
شافعى و ابو حنيفه كه مقتداى امت بودند در اين روزگار بودندى ، به حمد اللّه بسى فوائد علوم ربانى و آثار كلمات روحانى بيافتندى ؛ و همگى كه روى بدين كلمات آوردندى ، و جز بدين علوم الهى مشغول نبودندى ، و جز اين نگفتندى . دريغا مگر كه بيناى باطن ندارند ؟ ! تو پندارى كه « ليت ربّ محمد لم يخلق محمّدا » از براى اين همه بود كه گفتم ؟ ! از بهر ظاهربينان گفت . ( 258 ) اى عزيز چه گويى در اين مسئله كه بلبل را چه بهتر بود : آن به بود كه سراييدن او بر گل باشد و راز خود با گل گويد كه معبود و مقصود او گل است ، يا آنكه او را در قفصى كنى تا ديگرى از شكل او و آواز و نغمات او خوش شود و بهره برگيرد ؟ حقيقت اين گفتار مصطفى « ليت ربّ محمّد لم يخلق محمّدا » اينست
هامش
( 1 ) شافعىABPRSUامام شافعىH- - در اين . . . اللّهARSاگر درين . . . اللّهBPUاگر درين . . . بودندى از محمدH- - بسىHPUبسيارABRS- - ( 2 ) و همگىABHRSو يك‌بارPU- - ( 3 ) و جز . . . دريغاAPSUو جز بدين كه بود به چيزى ديگر مشغول نشدندى و جزين كه گفته بودند چيزى ديگر نگفتندى اما آفتاب چون شعاع ندهد و نتواند بود هرگز كه آفتاب بىشعاع باشد لاجرم محققان چون جان يافتند هرآينه اين علوم ربانى بآثار معانى گفته شودBو جزين بدين . . . نشدندىHو جز . . . نشدندىR- - ( 4 ) تو پندارى كهAHPRSU - B- - ( 5 ) از . . . گفتAPRSUاز براى آن قوم ظاهربين بودBاز . . . همه باشد اگر گفت از بهر . . . گفتHنه از . . . گفتR- - ( 6 ) اى . . . كهPUاى . . . چگويى كهAHRSچگويىB- - ( 6 - 7 ) چه . . . خودPUچه . . . آن بهتر باشد كه سراييدن . . . خودASآن بهتر باشد كه سرائيدن . . . خودBاز آن بهتر نباشد كه سراييدن . . . راز اوHآن بهتر باشد كه سرايد او . . . راز اوR- - ( 7 - 8 ) گويد . . . كنىPUگويد كه مقصود او باشد يا . . . كنىASگويد كنندBباشد كه مقصود او گل باشد يا . . . قفص كنىHباشد كه مقصود او باشد يا . . . قفص كنىR- - ( 8 - 9 ) تا . . . گيردPUتا ديگران به بانگ او خوش شوند و مقصود خود برگيردAS - Bتا ديگرى به بانگ او خوش شود و مقصود خود برگيردHR- - ( 9 - 1 ) اين . . . اينAPSUاين احوال از مصطفى بشنو « ليت . . . محمد » گفتBRمصطفى گفت : « ليت رب محمد » مىگويد . . . اينH- - ( 1 - 9 )A . . . U - M- -
تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 199 | عفيف عسيران / عين القضاة ( عبد الله بن محمد الميانجي الهمذاني )