من باشد . پيغمبران و شهيدان نباشند بلكه انبيا و شهدا را غبطت و آرزوى مقام و منزلت ايشان باشد ، و از بهر خدا با يكديگر دوستى كنند .
( 62 ) دريغا اگر منزلت و مقام مصطفى توانى دانستن آنگاه ممكن باشد كه منزلت اين طافه را دريابى ، و كجا هرگز توانى دريافتن ! اينجا ترا در خاطر آيد كه مگر ولايت اوليا عالىتر و بهتر از نبوّتست . اى عزيز در آن حضرت ، درجهء رسالت ديگر است ، و منقبت قربت ولايت ديگر .
( 63 ) اما رسالت را سه خاصيّت است : يكى آنكه بر چيزى قادر باشد كه ديگرى نباشد چون شقّ قمر و احياء موتى و آب از انگشتان بدر آمدن و بهايم با ايشان بنطق در آمدن ، و معجزات بسيار كه خواندهاى . خاصيّت دوم آنست كه احوال آخرت جمله او را بطريق مشاهدت و معاينت معلوم باشد چنان كه بهشت و دوزخ و صراط و ميزان و عذاب گور و صورت ملايكه و جمعيّت ارواح . خاصيّت سوم آنست كه هرچه عموم عالميان را مبذول است در خواب از ادراك عالم غيب ، امّا صريح و امّا در خيال ،
هامش
( 1 ) باشد . . . شهداA . . . Uباشند . . . شهيدانS- - غبطتA . . . Uدر غبطتH- -
( 2 ) باشدAMPRSUباشندBH- - و ازASازBHMPRU- - با يك دگرA . . . Uايشان با همديگرR- -
( 3 ) دريغا . . .
توانىA . . . Uاى عزيز . . . توانستىR- - آنگاهABPRSUآنگهHM- -
( 4 ) كجا . . . توانى درASكجا . . . در توانىBHكجا و هرگز در نتوانىMهرگز كجا توانىPUكجا . . . توانىR- - ترا درA . . . Uترا معلوم شود و درR- -
( 5 ) ولايتABHMRSدر ولايت و سراىPU- - عالىتر وA . . . U - R- - در آن حضرتABHMRS - Pاز حضرتU- -
( 5 - 6 ) درجهء . . . ولايتAMPSUاست منقبت . . . ولايتBدرجهء . . .
و ولايتHدرجهء . . . است و صفت قربت و ولايتR- -
( 7 ) را . . . استA . . . Uپيغمبران عصس . . . داردR- - چيزىA . . . UچيزهاP- -
( 7 - 8 ) باشد . . . نباشدBHMUباشند . . . باشندASباشند . . .
نباشدPR- -
( 8 ) بدر آمدنA . . . Uبيرون آوردنR- -
( 8 - 9 ) با . . . آمدنBHMبا . . . بنطق آمدنASبا . . . در نطق درآمدنPUرا بنطق آوردنR- -
( 9 ) خواندهءA . . . Uشنيدهء اماR- -
( 10 ) بطريق . . .
معاينتA . . . Uعيان باشد و بطريق مشاهدهR- -
( 11 ) جمعيت ارواحA . . . Uارواح معاينه بيندR- -