خاورشناس روسى آن را در ( 1926 ) در لنينگراد بطبع رسانيده است ، و گويا يكى از مآخذ شيخ عطار در تذكره همين كتابست و حتى گاهى عبارت آن يكى بعينه درين يكى روايت مىشود و شكى نيست كه شيخ در نوشتن تذكرة الاوليا اين كتاب را يا منقولاتى از آن را در زير دست داشته است .
اين كتاب از حيث سبك بالاتر و اصيلتر و به دورهء اول نزديكتر است تا ساير كتب صوفيه و مىتوان آن را يكى از كتب طراز اول شمرد كه هرچند در قرن پنجم تأليف شده و بيش از كتب قديم دستخوش تازى و لغتهاى آن زمانست ، اما باز نمونهء سبك قديم را از دست نداده و روىهمرفته داراى سبك كهنه است .
افعال و لغات كهنه و غريب و استعمالات دورهء اول بتمامها درين كتاب ديده مىشود و از اين گذشته اصطلاحات خاصى نيز از خود دارد كه غالب آنها بعد ازين در كتب تصوف مطلع گرديده است .
الف - لغات فارسى
بشوليدن وقت : متفرق ساختن حواس - و صيغههاى ديگر هم از اين فعل دارد مثل : بشوليده - ببشولاند - ببشولانيد - ببشولد .
پاىبازى : رقص .
پاىجامه : پاىافزار .
چهلهء پشتاپشت : چلههاى پياپى .
گردپاى نشستن : چهار زانو .
گروش : اسم مصدر از گرويدن .
محاويدن ، بمحاواى : فراموش گردانيدن - فراموش گردان .
بادناك : روزى كه باد زياد بود .
بلنتر : بلندتر .
دوستر : دوستتر .
درستترين : درستترين .
بترين : بدترين .
هيچچيز : هيچچيز .
هيجا : هيچ جا .
برزش : ورزش .
مهايستيدا : هان مايستيد .
بوده گشتن : موجود شدن .
پسندهكارى : اكتفا .
پيوندانيدن : اتصال داشتن .
خوار داشت : توهين و خوار ساختن .