ص 545 ، س 20 : انت منى . . .
تو نسبت به من چنانى كه هارون با موسى ولى پس از من پيامبر نباشد .
ص 545 ، س 23 : يا على ما . . .
اى على ، ترا براى خود نگه داشتم كه برادرم باشى و برادرت باشم . . .
اى على ، آيا خشنود نيستى كه برادر من در دنيا و آخرت باشى ؟ گفت :
خشنود شدم اى رسول خدا . گفت : اى على ، در بهشت در هر درجهاى باشم ، تو باشى ، و هر درودى به من فرستند ، به تو نيز برسد .
ص 545 ، س 27 : من احب ابا بكر . . .
كسى كه ابو بكر را دوست بدارد ، دين را به پا داشته ، و كسى كه عمر را دوست بدارد ، راه را روشن ساخته ، و كسى كه عثمان را دوست بدارد ، از خدا روشنى گرفته ، و كسى كه على را دوست بدارد ، به رشتهء ناگسستنى درآويخته است .
ص 546 ، س 3 : ان الله تعالى . . .
خدا ترا پيراهنى مىپوشاند كه اگر منافقان بخواهند آن را بيرون آورند ، آن را بيرون نياور تا با من ديدار كنى .
ص 546 ، س 5 : يا على لا يحبك . . .
يا على ، دوست ندارد ترا مگر مؤمن ، و دشمن ندارد ترا مگر منافق .
ص 546 ، س 7 : محمد رسول الله و . . .
محمد فرستادهء خدا است و كسانى كه با او هستند ، سختگير بر كافرانند و مهربانان ميان خود . ابو بكر سختگير بر كافران است ، عمر از مهربانان ميان خود ، و عثمان از آنان كه ايشان را راكع و ساجد مىبينى و على بن ابى طالب رضى الله عنهم اجمعين .
ص 546 ، س 17 : و الذين معه . . .
كسانى كه با اويند . . . دو تن باهم در غار .
ص 546 ، س 24 : هكذا نحيا و . . .
چنين مىميريم و چنين زنده مىشويم و چنين به خاك سپرده مىشويم و چنين برانگيخته مىشويم و چنين از پل مىگذريم ؛ و چنين به ثبت درمىآييم و چنين با خدا ديدار مىكنيم .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1910
مساهمون: محمد روشن
ص١٩١٠