ص 542 ، س 16 : اطيعوا السلطان . . .
فرمانبرى كنيد از پادشاه اگرچه بردهاى حبشى و بينى بريده باشد .
ص 543 ، س 18 : الائمة من . . .
امامان از قريش باشند .
ص 544 ، س 4 : الخلافة بعدى . . .
خلافت پس از من سى سال است .
ص 544 ، س 13 : ما طلعت الشمس . . .
خورشيد ( پس از پيامبران و فرستادگان ) بر گويندهاى راستگوتر از ابو بكر طلوع و غروب نكرد .
ص 544 ، س 15 : طفت السموات . . .
آسمانهاى هفتگانه را بگشتم و در شب معراج به بهشت درآمدم .
هيچ در و ايوانى نديدم جز كه بر آن نوشته بود : خدايى جز خدا نيست ؛ محمد فرستادهء خداست ؛ ابو بكر راستگوست .
ص 544 ، س 18 : لم يفضلكم . . .
ابو بكر با نماز و روزهء بسيار بر شما پيشى نگرفت بل با چيزى كه در دلش آرام يافت .
ص 544 ، س 20 : اتانى جبريل . . .
جبريل نزد من آمد و گفت خدايت درود مىفرستد و مىگويد ابو بكر را پدر ، عمر را رايزن ، عثمان را پشتيبان ، و على را مايهء پشتگرمى خود ساز .
در خبر ديگر : جبريل نزد پيامبر نشسته بود ، عمر درآمد و جبريل گفت : اين عمر خطاب است . پيامبر پرسيد : شما در آسمان عمر را مىشناسيد ؟ گفت : سوگند به آنكه ترا به درستى برانگيخت كه عمر در آسمان بلندآوازهتر از روى زمين است .
پيامبر گفت : يا جبريل ، مرا از فضائل عمر باخبر كن . جبريل گفت :
اگر بهاندازهء عمر نوح ( 950 سال ) در نزد تو بمانم و فضائل عمر برشمارم ، به پايان نيايد . و عمر يكى از نيكىهاى ابو بكر است .
ص 545 ، س 1 : عمر نور اهل . . .
عمر نور مسلمانان در اين جهان و چراغ بهشتيان در بهشت است .
ص 545 ، س 4 : وافقنى ربى . . .
خداى با من در سه چيز موافقت كرد .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1909
مساهمون: محمد روشن
ص١٩٠٩