ص 516 ، س 13 : عَسى أَنْ . . .
شايد ما را سود بخشد .
ص 517 ، س 3 : ما أُبَرِّئُ نَفْسِي . . .
من خويشتن را بىگناه ندارم كه تن آدمى بسيار بدفرما و بدآموز است .
ص 518 ، س 22 : و ان كان . . .
اگر تنگدست باشد ، پس مهلتى تا هنگام گشايش كار او .
ص 518 ، س 27 : مطل الغنى . . .
سردواندن توانگر [ مردمان را ] ، ستم است .
ص 519 ، س 9 : و جملة قولهم . . .
جمله سخن ايشان همين است كه بازگفتيم .
ص 522 ، س 7 : يا جبريل اطلب . . .
اى جبريل ، آيا خداى من خشنودى مرا خواست ؟ گفت : آرى يا محمد .
گفت : به خدا خشنود نخواهم شد تا هنگامى كه يك تن از مردمان من در آتش باشند .
ص 522 ، س 12 : فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً . . .
بگردانيديم ترا قبلهاى كه آن را بپسندى .
ص 522 ، س 15 : عَسى أَنْ . . .
اميد است كه پروردگارت ترا به پايگاهى شايسته برآورد . در تفسير گفته شده كه اين همان پايگاه شفاعت است .
ص 522 ، س 27 : قال النبى . . .
پيامبر گفت : شفاعت من براى انجام دهندگان گناهان بزرگ امت من است . آيا آن را براى فرمانبرداران مىبينيد ؟ بلكه آن براى انجام - دهندگان گناهان بزرگ و آلودگان به گناهان است .
ص 523 ، س 1 : اختبأت دعوتى . . .
دعوت خود را براى شفاعت امت خود اندوختم .
ص 523 ، س 2 : لكل نبى دعوة . . .
هر پيامبرى را دعوتى مستجاب است و من دعاى مستجاب خود را براى امتم اندوختم .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1903
مساهمون: محمد روشن
ص١٩٠٣