مغفور بود ، خداى عز و جلّ مر او را به صغيرهها نگيرد ، و تعلق كردند به قول خداى عز و جلّ .
« إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ »
. خداى تعالى خبر داد آنكه از كبيرهها كرانه كند ، سيئات شما را بپوشانم .
و گفتند اين سيئات صغاير است . و اين قول معتزله است و اعتقاد اهل حق ، [ سنت و جماعت ] ، [ اين ] نيست ، مذهب اهل سنت و جماعت آن است كه اگر خداى عز و جلّ خواهد بنده را به كبيره و صغيره [ به هر دو ] بگيرد ، و اگر خواهد هر دو بيامرزد ، و اگر خواهد صغيره ببخشد و به كبيره بگيرد ، و اگر خواهد كبيره بيامرزد ، و به صغيره بگيرد ؛ و روا باشد كه يك بنده را كبيره ببخشد ، و مر ديگرى را به صغيره عذاب كند .
« و جعلها بعضهم كالكبائر فى جواز العقوبة عليها » . و گروهى از ايشان صغيره را همچو كبيره داشتند بدانكه روا داشتند عقوبت كردن بر صغيره ، و اين مذهب اهل سنت و جماعت است .
« لقوله تعالى :
وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ ، فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ
» و اخفا و ابدا بر صغيره و كبيره افتد و خداى عز و جلّ بر هر دو عذاب روا داشت و مغفرت روا داشت . و شرط مشيت كرد نه صغيره و كبيره . و نيز خداى تعالى گفت :
ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
.
خبر داد كه كافر به قيامت نخست از صغيره نالد و باز از كبيره .
درست شد كه مر صغيره را بقا باشد همچنين كه مر كبيره را بقا باشد . و جمله بايد دانستن كه هرچند بزرگ كبيرهاى باشد از رحمت بزرگتر نباشد ؛ و هرچند خرد صغيرهاى باشد چون عدل آمد بزرگ گردد تا اهل اين طايفه اندر كبيره و صغيره بسيار سخن گفتند .
گروهى گفتند : لا كبيرة مع الفضل و لا صغيرة مع العدل . چون فضل كند هيچ كبيره نماند ، و چون عدل كند هيچ صغيره نماند به عدل صغيره كبيره شود و به فضل كبيره صغيره شود . و گروهى چنين گفتند كه هر گناهى كه بندگان را صغيره داند هرچند صغيره باشد كبيره گردد ؛ و هر گناهى كه بنده آن را كبيره داند . هرچند كبيره