قوله قس
« ملاحظة الأحوال بالأعمال ذنوب المقرّبين و حسنات الأبرار ملاحظهء حالات از وجد و قبض و بسط و وجود ، و انس و هيبت ، بسبب اعمال كه عمل كردن با گمان اينكه آنها وسيلهء بر احوال هستند ، يا با معيّت اعمال يعنى گمان كردن ، كه حالات ، مقرون با اعمال عامل است ، و اعمال خود را وقر داشتن و حال آنكه حالات و اعمال ، همه از حق و عطاى توفيق اوست يا نه بر اعمال اعتماد نموده وقرى مىگذارد ، و ليكن دوست مىدارد كه در ذكر و نماز حالى داشته باشد ، و منتظر است به اين ، اين انتظار و ملاحظه ، براى مقرّبان گناه است و براى ابرار كه در اوايل و اواسط درجهء سلوكند حسناتست براى فرمودن حق كه :
« عاشق حالى نه عاشق بر منى * بر اميد حال بر من مىتنى »
قوله ق العوارض كلّها امتحان و اختبار عوارض تماما امتحان و آزمودن است از مرض و عافيت و شدت و بلا و گرفتارى بانواع غموم ، عارضه براى امتحان است كه عبد شكر دارد يا كفر صبور است يا كفور .
قال المولوىّ المعنوىّ :
امتحانهاى زمستان و خزان * تاب تابستان بهار همچو جان
بادها و ابرها و برقها * ناپديد آرد عوارض ، فرقها
هرچه دزديده است اين خاك دژم * از خزانهء حق و درياى كرم
شحنهء تقدير گويد راستگو * آنچه بر وى شرح داده موبهمو
تا ميان قهر و لطف آن خفيهها * ظاهر آيد ز آتش خوف و رجا
پس مجاهد را زمانى بسط دل * يكزمانى قبض و درد و غَشّ و غِل
حقتعالى گرم و سرد و رنج و درد * بر تن ما مىنهد اى شيرمرد
خوف و جوع و نقص اموال و بدن * جمله بهر نقد جان ظاهر شدن
چونكه حق و باطلى آميختند * نقد و قلب اندر چرمدان ريختند
پس محك مىبايدش بگزيدهء * در حقايق امتحانها ديدهء
و الخواطر منها الاختبار آن چيزهائى كه خطور بر نفس و دل مىكند از عوارض آزمايش است كه از آنها خطور شكر و تسليم مىكند يا كفر و بىطاقتى و كذا در خطرات نعمت كه خطور مىكند محض فضل و رحمت حقتعالى است يا براى استحقاق اوست بجهة علم و عمل و كذا در حالات كه بسالك روى مىدهد از وجد و سكر كه آيا اعمال و نفس خود هم بر دل خطور