تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى ) — صفحة آئينه بينايان 64

مساهمون:

صآئينه بينايان ٦٤
قوله الحركة راحة و الوجد اباحة حركت براى صاحبان تواجد راحت بدن است و براى صاحبان وجد راحت روح كه اگر حركت نكنند كلالت و خستگى در آنها پيدا مىشود و الوجد اباحة اباحه از بوح است يعنى اظهار آن سرّ باطنى ، با حركت غير اختيارى ، يا وجد اظهاركننده حركت است ، و اگر اباحه از مباح باشد ، آن‌وقت معنى چنان است كه براى اشخاص وقور كه عقل حركات را مباح نمىشمرد وجد من باب سلب اختيار مباحش مىكند و التّواجد استراحة تواجد طلب راحت كردن است با حركتى كه غالبا ممزوج با ميل نفس و خوشى آنست با علم و شعور چنانچه اشاره شد الأغذية ثلاثة غذاء النّفس و هو الطّعام و غذاء الرّوح و هو السّماع و غذاء القلب و هو الذّكر يعنى غذاها سه قسم است غذاء نفس كه خوردن است غذاء روح سماع است و غذاء قلب ذكر است و ذكر چنانچه غذاء قلب است غذاء روح هم مىباشد ، ولى چون مراد ذكر قلبى است ، پس اولا غذاى قلب است ، و اين براى انسان سالك است ، و الّا ملائكه كه ذكر ، غذاء آنهاست صاحب قلب نيستند كه نور و عقل صرف‌اند حضرت راز شيرازى قس فرموده :
جان مَلَك نداند اسرار جان آدم * آدم ز عشق زنده او بندگى شعارش
كه محلّ عشق دل انسانست . قوله الذّكر حيوة القلب ذكرى كه از نفس با بركت مسيح زمان به‌واسطه روايت و انتقال از معصوم ( ع ) القا مىشود قلب مرده از غلبه هواى نفس را زنده مىكند كه لسان الغيب حافظ قس فرموده
ما زنده بذكر دوست باشيم * ديگر حَيَوان به نفخهء صور
قوله ق الذّكر ثواب الذّكر وقتىكه از كثرت ذكر ذاكر در مذكور مستغرق و فانى شد ، اين همان مزد و ثواب ذكر است ، و اين ذكر حق است بر ذات خود ، و بهتر از حضور و استغراق در ذكر و مذكور ثوابى نيست و اين در مقام قلب و روح است كه ذكر مشاهده و معاينه است . قوله الذّكر ميراث الذّكر ذكر قلبى ميراث ذكر لسانى است يا مراد از ذكر ثانى تذكر و ياد خداونديست يا ذكر خداوند تعالى باعث ذكر خلق است و ذكر خلق نتيجه اوست بنا بفرموده حقتعالى
« فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ »
و اين معنى در فقره سابقه هم ملحوظ است كه ذكر ثواب ذكر است يعنى ذكر حق ثواب ذكر خلق است . الذّكر التّسلّى ذكر موجب و سبب تسلّى از حزنها و از هجران