سر بيست و ششم از جواهر الاسرار آن را شرح كرده و آن اينست :
از كنار خويش مىيابم دمادم بوى يار * زان همىگيرم به هر دم خويشتن را در كنار
چون كنارم را ميانى نيست پيدا هر زمان * در ميان خون دل جانم غمش گيرد كنار
نه ميانش را كنارى نه كنارش را ميان * از ميان آتش عشقش نمىيابم كنار
بر كنار است آنكه سوداى ميانش در سر است * از ميان آن خورد بر كز بود خود شد بر كنار
نيست كس را از ميانش جز كنار اندر دو كون * در ميان اينچنين دولت كسى جويد كنار
از كنارش گر على بوى ميانش يافتى * در خيال آن ميان از خويش رفتى بر كنار
جامى نيز در نفحات الانس از تأليفات او كتاب اسرار النقطه ، و شرح اسماء اللّه ، و شرح فصوص الحكم ، و شرح قصيدهء خمريه فارضيه و ذخيرة الملوك را مىشمارد .
شيخ المتأخرين آقا محمد هاشم درويش شيرازى قدس سره كه از اركان سلسله عليه ذهبيه كبرويه رضويه ( ع ) است در ولايتنامه در ذكر اسامى اقطاب سلسله مزبور وقتى بنام او مىرسد مىفرمايد :
مظهر انوار حق سيد على * در همدان داشت موطن آن ولى
صاحب اوراد فتحيه است او * سه كرت معموره را ديده است او
مولانا نور الدين جعفر بدخشى كه از خلفاء ايشان است ، در