در قيامت و در نار
لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى *
است
و من اماته الذّكر لا يموت ابدا كسى را كه ذكر خدا بميراند يعنى با ياد خدا و فنا در ذكر از نفس بميرد ، با شرائط تزكيه و تصفيه در سلوك ، دل او زنده گردد با حيات طيّبه و روح انسانى ايمانى ، ازاينجهت هرگز مرگ ندارد و مرگ صورى طبيعى براى او ، كندن لباس ، و انتقال است از خانهء به خانهء ديگر ، كه المؤمنون لا يموتون بل ينتقلون من دار الى دار « 1 »
بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ .
« 2 » رزقنا الله تعالى بمحمّد و آله عليهم الصّلاة و السّلام
قوله قس من لم يذق مرارة الموت بعد الحياة لم يشمّ رايحة الحيات هركس نچشيده تلخى مرگ فنا از نفس را ، كه پس از حيات دل با ذكر است ، نمىيابد بوى راحت حيات ابدى را با بقاء ، كه مراد از مرگ ، فناى رسوم بود و از حيات ، حيات معنوى دل چنانچه ممكن است مراد موت نفسانى باشد كه ارادى است و از حيات ، حيات طبيعى حيوانى .
من احياه الموت دامت حياته و هو ميّت كسى را كه موت نفسانى ارادى زنده كرده باشد با حيات قلبى ايمانى ، حيات او دايمى است در حال ميّت بودن او با اختيار يا اضطرار طبيعى ، كه دايما زندهدل است و هر نفسى مرده از هواى نفس .
و من اماته الحياة دام موته و هو حىّ كسى را كه حيات صورى او را بميراند ، يا به مرك طبيعى بدون عمل ، يا با مرگ غفلت هميشه در مرگ است اگرچه صورتا زنده هم باشد با حيات حيوانى ، و ممكن است مراد از ميراندن ، حيات فنا از بشريّت باشد ، كه پس از حيات دل است با ذكر حق و هميشه بودن موت او هم ، همان فنا از خودى است با حيات دل ، يا بقا با حق چنانچه فقرهء سابقه اشاره بحيات بقا باشد با مرگ فنا ، كه عالىتر از مقام فناء مطلق است .
حقيقة الفناء فى حقايق البقاء عن وصف يعنى حقيقت آن فنائى كه در حقايق بقاء است و لفظ ( عن وصف ) متعلّق است بفناء ، يعنى فنائيست از وصف ثابت خود كه رسوم و آثار وجود است
و رؤية قائمة و فناست از رؤيت قايمه يعنى رؤيت خود و ما سواى حق كه متصوّر است
و حالة موجودة و فناست از حالت موجوده ، كه حال موجوده را هم ملتفت نيست كه در واقع متصرّف در ملك وجود او حقّ است ، و فناء او فناء مطلق است و ممكن است لفظ عن وصف متعلّق بلفظ بقاء باشد يعنى بقاء او از وصف
هامش
( 1 ) يعنى مؤمنان نمىميرند بلكه از خانهاى به خانهء ديگر مىروند حديث نبوى است كه در تاليفات مولانا محسن فيض از پيامبر اسلام ص نقل شده .
( 2 ) آيهء 163 از سورهء 3 كه اوّلش اينستوَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَيعنى گمان مكن كه شهيدان راه خدا مردهاند بلكه زندهاند نزد خدا و روزى داده مىشوند .