و مخلوق بظهور آورده و علم معلوم را از او گرفته يعنى بالمره او را از آثار و صفات او معزول كرده و صفات خود را بجاى آن نشانده پس معنى
قول او « عن معلوم » اين است كه طلب كرده يا برگزيده از معلوم خود يعنى از آن علمى كه بمعلوم خود داده و در معلوم بود اختيار جمع كرده از معلوم خود ، يعنى علمى كه داده بود . دو قسم و دو شعبه داشت در مخلوق يكى راجع به حق و ديگرى بخلق و حقتعالى ، آن را از او طلب و اختيار كرد كه راجع به خودش بود ، يعنى به حق تعالى اين جمع كه شرح شد بحسب تشريع و ترتيب سلوكى است ، و ممكن است مراد از جمع جمع تكوينى و مبدئى باشد كه جمع عبادة از مرتبهء علم و عقل كلى اجمالى و لوح محفوظ قضائى بوده و تفرقه عبارت از علم تفصيلىّ تقديرى نازل از سماوات باشد
« و التّفرقة ما ابانه من معلوم بعلم » تفرقه آن چيزيست كه جدا نموده آن را از معلوم خود ، با علم آن معلوم كه غير از حق و جدا از حق است كه علم بخلق باشد و اين بقرينهء مقابلت با جمع مذكور روشن مىگردد
قوله ق « الجمع ما جمع الحقّ من مراده فى خلقه » جمع آن چيزيست كه حق جمع كرده از مراد يا در به دو خلق يا بعد از تربيت در خلق خود از اوصاف و افعال و ذات
« و التّفرقة ما اظهره بعلمه من خلقه لمراده » تفرقه آنچه كه ظاهرش كرده با علم خود از خلق خود ، براى مراد خود ، يعنى بسبب علم مخلوق آنچه ظاهر مىشود از صنايع و مطالب عقليّهء ، كه براى منفعت و مراد او است ، آن تفرقه است ، كه اين هم راجع بعالم آفاق است بحسب خلق و تكوين ، و در اينجا لفظ مراد ، عبارت از اولياء حقّ است كه همهء خلق عوالم براى ايشان است
قوله قس : « الجمع موافقة المراد » جمع ، موافقت با مراد حق يا با حق است كه خود مراد است
« و التفرقة موافقة العلم » و تفرقه ، موافقت است با علم حق كه افاضه مىشود در مقام فرق بعد الجمع كه براى منتهيان است ، يا در ابتداء سلوك و اواسط آنكه با علم و عقل نظر بكثرات مىكند
« الجمع علم اللّه تعالى فى معلومه قبل وجود المعلوم » يعنى جمع عبارت از علم خدا است كه در معلوم او بود قبل از پيدايش معلومات ، يعنى نفى آثار و توحيد صرف و جز حق ندانستن در علم حق مكنون بود براى
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى ) — صفحة آئينه بينايان 131
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
صآئينه بينايان ١٣١