دنيا و آخرت است كه نه مايل به دنيا باشد و نه عقبى غير از مولا كه زهد حقيقى اينست .
ولى زاهد در ميان مردم آن را گويند كه از دنيا بىرغبت بشود براى تمناى درجات آخرت .
قوله قس : « الزّهد حقيقة تبعها ترك زهد در راه حق خود حقيقتى است از حقايق كه آن زوال رغبت است كه ترك ، تابع آنست .
« و التّزهّد ترك تبعه حقيقة و خود را زاهد كردن بىآنكه حقيقت او در باطن باشد ترك دنيا است كه تابع اوست حقيقت ، يعنى شايد منجر و منتهى گردد اين ترك ظاهرى به حقيقت آن ، كه اگر تابع گردد آنوقت تزهد ناميده گردد .
قوله قس : « و حقيقة الزّهد نسيان جميع مألوفات الدّنيا و الآخرة » حقيقت زهد فراموش كردن تمامى چيزهائيست كه شخص مألوف و مأنوس بود و علاقه داشت به او از امور و اسباب دنيا و آخرت حتى طاعات و عبادات ، كه بودن آنها براى درجات آخرت منظور بود كه آن منظور را از ياد برده است .
قوله ق : جمع المال تفرقة الهمّة و تفرقة المال جمع الهمّة يعنى همت عاليست اصل هرچه هست و با همت طى راه سلوك مىتوان كرد و جمع كردن مال باعث تفرقه و پراكندگى همت است از راه حق و طلب او ولى پراكندگى مال و بذل آن در راه حق سبب جمع همت است بر قرب حق .
« المتوكّل الّذى لا يملك شيئا و لا يملكه شىء » يعنى صاحب توكل كسى است كه مالك به چيزى نمىشود كه همه چيز را ملك خدا مىداند و اعتماد او بر مسبب است و در دل او علاقه چيزى نيست كه آن چيز مالك او شود يعنى علاقه و نظر با اسباب ندارد .
قوله ق التّوكّل نفى التّوكّل در اول درجهء توكل كه اعتماد مىكند بر حق بسبب اينكه خود و اعتماد خود را در ميان مىبيند ، به حقيقت آن نرسيده ولى درجهء كاملهء توكل آنست كه توكل و اعتماد خود را هم در نظر نداشته و سبب فضل حق نشمرد بلكه از خود و اعتماد خود به حق غافل گردد .
قوله ق التّوكّل نفى الرّؤية بالرّؤية يعنى توكل نفى رؤيت
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى ) — صفحة آئينه بينايان 100
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
صآئينه بينايان ١٠٠