رسته و به بهشت رسيده باشند هم بدين جهان اندر حدّ قوّت و هم بدان جهان اندر حدّ فعل .
و چون خردمند انديشه كند بداند كه هر كار كنى كه كار نادانسته كند اندرين عالم آن كار بر او تاوان كنند و مزدش ندهند و هر كه كار بدانش كند از تاوان برهد و مزد بيابد . پس واجب است « 1 » بر هر خردمندى كه معنى شريعت محمّد مصطفى صلّى الله عليه و آله بجويد آنگه شريعت « 2 » بعلم كار بندد تا سزاوار مزد كار خويش شود كه آن بهشت است و از بيم تاوان كه آن دوزخ است برهد .
و چون در مسلمانى اين بود كه ياد كرديم واجب ديديم بر خويشتن اين كتاب را تأليف كردن بر شرح بنيادهاى شريعت از شهادت و طهارت و نماز و روزه و زكات و حجّ و جهاد و ولايت و امر و نهى و نام نهاديم مر اين كتاب را روى دين از بهر آنكه همهء چيزها را مردم بر وى توان شناخت و خردمندى كه اين كتاب را بخواند دين را بشناسد و بر شناخته كار « 3 » كند و مزد كار را سزاوار شود بخوشنودى ايزد تعالى .
و بناى گفتارهاى اين كتاب را بر پنجاه و يك گفتار نهاديم بعدد ركعات نماز كه اندر شبانروزى بر مردم واجبست « 4 » تا بعلم و عمل اندر شريعتست « 5 » و تأويل نفس مردم رسته شود « 6 » و فهرست اين كتاب را بر سر اين كتاب نهاديم تا بازجستن هر يكى بر خواننده آسان شود و بالله التوفيق .
گفتار اوّل : اندر اثبات حجّت خداى تعالى .
هامش
( 1 ) نخ : واجبست .
( 2 ) نخ اينطور است شايد « را » ئى در اينجا از قلم افتاده .
( 3 ) نخ لفظ « كار » را مكرّر دارد .
( 4 ) مقصود نمازهاى فريضه و نوافل است چنان كه در گفتار بيستم شرح و عدّهء ركعات آن بيايد .
( 5 ) نخ : شريعتست .
( 6 ) عين عبارت نخ ( ؟ ) .