و زنكان مويهگوى « 1 » نوحهها مىكنند و عالمان رافضى مويهبازمىخوانند « 2 » و زن و مرد بهم ور شده « 3 » باشند عشرت مىكنند مردان زنان را آراسته مىكنند « 4 » و پير دانشمند رافضى سر برهنه بكند و لختى لعنت بر خويشتن مىكنند و اين همه در شرع نهى « 5 » است و رسول گفته است : لا عزاء فوق ثلاث « 6 » و جامه دريدن و خاك پاشيدن و نوحه كردن خود از مناكيرست « 7 » ، اين باشد عبادت « 8 » رافضيان و گر تعزيت بايستى داشتن بر مصطفى اوليتر ، و عمر و عثمان ، و على را نه هم بظلم بكشتند . . . ! بر كسى شيون نمىكنند « 9 » اين بزرگانرا به حق بكشتند حسين « 10 » را بظلم كشتند ؟ ! كشتن عثمان زارتر بود ؛ حسين بارى جنگى كرد و قومى را كشت و آمده بود تا ملكى را تقرير كند « 11 » امّا بگفتهايم كه رافضى گرد شرع نگردد و هرچه نهى « 12 » باشد . بدان شتابد ، و هوىپرست « 13 » و جاحد باشد و چون بدين شرع او را اعتقادى نباشد چگونه بر آن منهاج باشد ! ؟ » .
امّا جواب اين سوداى طبع و حشو مذهب « 14 » كه دگرباره اين معاند مكابر ناصبى مجبّر ياد كرده است ، و عداوت على و حسين ظاهر گردانيده است ، اوّل آنست كه تعزيت حسين على داشتن متابعت فرمان رسول صلّى اللّه عليه و آله است كه گفت :
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « مويهگر بفتح گاف فارسى نوحهكننده را گويند » .
( 2 ) - ع ب م ن : « ميخواهند » .
( 3 ) - ع م ب ن ح د : « درشده » ( بدال ) و از جواب برميآيد كه « ورشده » بواو درست است زيرا در جواب « برشدن » نقل كرده است .
( 4 ) - ع : « راست مىكنند » ح د هم ندارند .
( 5 ) - ح د : « منهى » است .
( 6 ) - براى تحقيق در آن رجوع شود بتعليقهء 213 .
( 7 ) - كذا در نسخ در أقرب الموارد گفته : « المنكر اسم مفعول و ما ليس فيه رضى اللّه من قول او فعل و المعروف ضده و منه : ينهى عن المنكر ، ج منكرات [ و مناكر ] كقوله :فيأتون المناكر فى نشاط * و يأتون الصلاة و هم كسالى .و رجل منكر أى داه فطن ج منكرون و مناكير » پس معلوم مىشود كه در فارسى « مناكير » را در معنى « مناكر » كه جمع منكر بمعنى امر قبيح است به كار مىبردهاند و بعبارت ديگر « مناكير » را بمعنى منكرات استعمال كردهاند و گويا در جاى ديگر نيز به اين مطلب اشاره كردهايم .
( 8 ) - ح د :
« عادت » .
( 9 ) - در نسخ : « ميكنند » .
( 10 ) - ع : « كه حسين » .
( 11 ) - ح د :
« مقرر كند » .
( 12 ) - « نهى » بمعنى « منهى عنه » است از قبيل اطلاق خلق بر مخلوق و لفظ بر ملفوظ .
( 13 ) - صحيح « هواپرست » آنست كه بياء نوشته شود چنان كه در متن گذاشتيم ليكن در همهء نسخ بالف نوشته شده است .
( 14 ) - ح د : « اين سوداى طبع حشوى مذهب » .