شارع مصطفى را ، اگر با اين همه حجّت اسلام را رونقى نباشد گو مباش ، بلكه رونق دين و شريعت اينست ، و خلاف اين بدعت و تهمت و كين است ، و خصومت خواجه نه با آن و اينست با امير المؤمنين است ؛ و لا يحبّه الّا مؤمن تقىّ و لا يبغضه الّا منافق شقىّ « 1 » نه سخن رافضيان قم و ورامين است ، كلام خير المرسلين است ؛
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
آنگه گفته است : فضيحت چهل و پنجم - « 2 » بمذهب روافض گوشت خر و استر « 3 »
حلالست ؛ و هرگز نخورند ، و فقّاع حرام است ؛ و همه در مسجدها « 4 » خورند ، و متعه حلالست پنهان « 5 » كنند تا بدانى كه كار روافض بخلاف كار مسلمانان باشد » .
اما جواب اين كلمات آنست كه : بمذهب شيعه اين دو گوشت مكروه است و امّا خواجه مىشايست كه با گوشت مار و موش برابرى كردى « 6 » كه بمذهب خواجه حلال است و چنين چيزها تشنيع مذهب را بنشايد كه در هرمذهبى مانند اين باشد .
و امّا آنچه گفته : « فقّاع حرام است » هست و در مسجدها خوردن خطاست و معصيت امّا نيك مىماند بدانكه بمذهب خواجه و همهء مسلمانان مال مسلمانان بظلم ستدن هم حرام است و الّا در مسجدها نستانند ، بت در كعبه « 7 » باشد منزلتش بنيفزايد ، فقّاع كه در مسجد خورند حلال نشود ، و نه بمذهب ناصبيان چنگ و چغانه زدن حرام است و همهء عالمان زنند ؟ و خمر حرام است و همهء فقها خورند ؟ و بشاهد بازى « 8 » حرام است و همهء پيران و زاهدان كنند ؟ حرام حلال نشود اگرچه ظاهر كنند ، و حلال حرام نشود اگرچه پنهان كنند ، تا بدانى كه كار نواصب بخلاف كار همهء مؤمنان
هامش
( 1 ) - مكرّر ياد كردهايم كه اين حديث مسلم الصدور و در كتب عامه و خاصه مذكور است .
( 2 ) - كذا در نسخ ع م ب ن پس يك فضيحت با جوابش از نسخ ساقط شده است و در نسخ ح د : « فضيحت چهل و چهارم » و در نسخهء د باندازهء يك ورق جاى سفيد گذاشته تا اشاره باشد كه در اينجا سقطى هست .
( 3 ) - م ب ن ح د : « بمذهب روافض گوشت استر » .
( 4 ) - ح د : « و گور و فقاع كه حرام است در همهء مسجدها » .
( 5 ) - ح : « بنهان » .
( 6 ) - م ب : « برابر كردى » ح د : « برابر كند » .
( 7 ) - ح د : « بت كه در كعبه »
( 8 ) - م ب ن ح د : « و شاهد بازى » ( بدون باء در اول شاهد ) و ظاهر آنست كه « شاهد » مصحف و محرّف شاهين مىباشد كه به معناى شطرنج است و براى تحقيق در آن رجوع شود بتعليقهء 210 .