وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
و اما جواب آنچه « با خويشتنها نهادهاند « 1 » كه : حق با ايشانست » اين كلمه در همهء طوايف بر يك حدّ است و آن كيست كه خويشتن را هالك دانست و خصم خود را ناجى خواند ، امّا بحقيقت آنست كه اگر خداى بر همهء خلقان رحمت كند مقدّرا « 2 » بر جهود و گبر و ترسا ؛ هرگز بر مجبّر رحمت نكند كه مجبّره را خصومت با خداى و رسول و امام است و با اين سه خصم نجات يافتن محال باشد ، فويل لمن شفعاؤه خصماؤه « 3 » و نجات آخرت درين امّت آنراست كه بارى تعالى گفت :
أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا
« 4 » و سيّد عليه السّلام گفت : يا علىّ أنت و شيعتك هم الفائزون « 5 » و امير مؤمنان گفت : « 6 »
اقول للنّار حين توقف للعرض * : ذريه لا تقربى الرّجلا
ذريه لا تقربيه انّ له * حبلا بحبل الوصىّ متّصلا
و اما آنچه « شاعر مست را دعا كنند » آرى چنين است شيعت مؤمن مست را دوستر دارند كه مجبّر نماز كن را كه مجبّر نماز مىكند و مىگويد : خداى مىكند ، مؤمن خمر مىخورد و مىگويد : من مىخورم ، پس چنان خمرخواره بهتر از چنين نماز كن باشد كه آدم نسبت عمل به خود كرد و گفت :
رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا
« 7 » ابليس حوالت كفر بخداى كرد كه :
رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي
« 8 » پس شاعر مؤمن مست را در اعتقاد اقتدا بآدم است ، و زاهد مجبّر را اقتدا بابليس ؛
يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ
« 9 » اينست جواب اين شبهات بر سبيل اختصار ؛
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
هامش
( 1 ) - م : « با خويشتن نهادهاند » ح د : « بخويشتن نهاده » و متن مطابق ع ب ن است و مطابق استعمال آوردن « ها » است بر سر افعال چنان كه در تعليقهء 123 بيان شد .
( 2 ) - ح د : « مقررا » م ب ن : « مقدار » .
( 3 ) - بدون فاء مصراعى معروف است .
( 4 ) - از آيهء 74 سورهء مباركهء انفال است و ما بتحقيقى در اين باره در تعليقات چاپ اول پرداختهايم فان شئت فراجعها .
( 5 ) - در احاديث معتبرهء بسيار كه بطرق شيعه و اهل سنت روايت شده است هست .
( 6 ) - اين دو بيت از قطعهايست معروف و مطلع آن اين بيت است .
«يا حار همدان من يمت يرنى * من مؤمن او منافق قبلا »و براى تحقيق در آن رجوع شود بتعليقهء 209 .
( 7 ) - از آيهء 23 سورهء مباركهء اعراف .
( 8 ) - از آيهء 29 سورهء مباركهء حجر .
( 9 ) - صدر آيهء 71 سورهء مباركهء اسراء .