فصل : بدانكه مجبّره را چند لقب است لايق بىشبهت .
اوّل - مجبّرشان خوانند كه گويند : خداى تعالى افعال بد و نيك بقهر در بندگان آفريند .
دوم - قدريشان خوانند كه گويند : همهء كفر و معاصى و بدعتها و ضلالتها به قضا و قدر خداى تعالى باشد .
سيوم - مشبّهى خوانندشان كه گويند : خداى را بدين چشم سر ببينيم چنان كه ماه شب چهارده .
چهارم - ناصبيشان خوانند كه نصب امام را حوالت به خود كنند * ، و بعداوت آل مصطفى تظاهر كنند .
پنجم - جهمى خوانندشان كه در مذهب متابعت جهم صفوان كنند * « 1 » .
ششم - كلّابى خوانندشان كه در مسائلى متابعت ابن الكلّاب كنند .
هفتم - صفاتيشان خوانند كه گويند : هشت قديم قائم است بذات بارى تعالى .
هشتم - مباقلى خوانندشان كه در جبر و قدر و عداوت على مذهب بو بكر باقلانى دارند .
نهم - خارجيشان خوانند كه على را دشمن دارند و از بيم تركان حنيفى « 2 » گويند كه : على را دوست داريم چنان كه اين مجبّر درين كتاب عداوت على را بيان كرده است .
دهم - گبرشان خوانند بقول رسول كه گفت : قدريّة هذه الامّة مجوسها « 3 »
يازدهم - اشعريشان خوانند و گرچه در عهد سلطان مسعود - نوّر اللّه قبره - امامانشان رجوع كرده بودند و خطها بازداده « 4 » و از مذهب بيزار شده امّا آن بتقيّه بود و گرچه تقيّه مذهب ملحدانست .
دوازدهم - خود ظاهر است كه وجوب معرفت خداى تعالى بسمع گويند چون
هامش
( 1 ) - ن عبارت ميان دو ستاره را ندارد .
( 2 ) - ب م ن ح د : « حنفى » .
( 3 ) - در سابق ببيان اين پرداختهايم ( رجوع شود بصفحهء 448 ) .
( 4 ) - اين مطلب در سابق ببسطى تمام گذشته است ( رجوع شود بصفحهء 142 و 143 و 450 - 452 و بتعليقهء 69 ) .