قديم ازلى گويد « 1 » آنگه هشت قديم دگر باوى در ازل اثبات كند « 1 » پس معدوم موجود نباشد ، امّا قديم مثل قديم باشد و در مسائلى معيّنه كه اشاعرهء رى را با يكديگر خلاف است معلوم است چون عصمت انبيا و زلّت انبيا و وجوب معرفت و غيرآن ، پس خواجهء انتقالى چون بر مذهب مسلمانان بدروغ تشنيع زند بايد كه مذهب بد خود فراموش نكند كه اگر به دو نيمه است عالم و خطيب ؛ خواجه راست ، و گر مشاركت لازم است خواجه راست كه هشت قديم را با ذات قديم اثبات كند و اثبات ذرّهء اوّليّت « 3 » از مذهب خواجه معلوم است كه همه موجود گويد و اثبات كند چنان كه در مواضع اين كتاب بيان كردهايم
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
آنگه گفته است : « فضيحت نهم - مذهب و اعتقاد أهل حقّ آنست كه برگ
از درخت بنيفتد الّا بفرمان خداى تعالى و خداى است مغيّر و مدبّر و محرّك اشيا ، و خالق أجسام و أعراض اوست ، و رافضى گويد : خداى را تعالى « 4 » اندرين أشيا تصرّفى و صنعى و تدبيرى نيست ، و هرفعلى را بفاعل دون خداى « 5 » اضافت كنند » .
اما جواب اين كلمات آنست كه خلاف نيست كه مذهب شيعهء اصوليّه كثّر اللّه عددهم درين مسأله بخلاف مذهب مجبّره و قدريّه و مشبّهه و أشاعره و كلّابيّه است و شيعه خلق همهء أجسام و أعراض مخصوصه را حوالت بخداى تعالى كنند امّا كفر بو جهل ، و دعوى فرعون ، و غرور قارون ، و زناى زانيان و لواطهء « 6 » لوطيان و كذب [ كاذبان ] و فسق فاسقان حوالت بفعل و مشيّت و ارادت خداى تعالى نكنند و بارى تعالى را منزّه و مبرّا دانند از افعال فضايح و قبايح چنان كه در مواضع اين كتاب بيان كرده شد بتوفيق خداى . و مذهب خواجهء انتقالى چنانست كه فاعل كفر و زنا و لواطه همه خدا است و مير و مخنّث « 7 » و تركنار « 8 » خراباتى و جعدهء قمارباز و سوسى « 9 » خمرفروش
هامش
( 1 ) - ع ث م ب : « گويند » و « كنند » .
( 3 ) - ح : « خردهء اوليه » .
( 4 ) - ث ب ح :
« خداى تعالى را » .
( 5 ) - ث م ب : « خدا » .
( 6 ) - فيومى در مصباح المنير گفته : « لاط الرجل يلوط لواطة بالهاء هكذا ذكره الفارابى فعل الفاحشة كما فعلها قوم لوط النبى ( ع ) » .
( 7 ) - ث : « و خير و مخنث » م ب : « خير مخنث » ح ندارند .
( 8 ) - ب : « تركتاز » م : « بركيار » ( بدون نقطه ) ح هم ندارد .
( 9 ) - م ب : « صوفى » و در نسخهء ح بجاى چهار فقرهء گذشته : « و قمارباز -