مجلس احمد حنبل از وى شنويدم . كه گفت : لا يكون الرّجل سنّيّا حتّى يبغض عليّا قليلا ؛ من گفتم : لا يكون الرّجل سنّيّا حتّى يحبّ عليّا كثيرا . « 1 » پس شبهت نيست كه شيعت مجتهدان چنين را دوست ندارند پس اگر مجتهد دوست على باشد دوستش دارند چنان كه بو حنيفه و شافعى ؛ و گر نه ندارندش ، تا اين جمله بداند بىشبهت .
و امّا اتّفاق است از هفتاد و دو گروه از امّت مصطفى عليه السّلام دشمنتر امير المومنين على را خارجيان و ناصبيان و مجبّرانند كه او را قتّال و مسلمانكش و خمرخواره و بىحميّت خوانند ، و فاطمه را بد گويند . و حقّ فرزندان او را منكر باشند ، و شيعت هركس را كه اين مذهب دارد ؛ دشمن دارند و لعنت كنند ، و هركس كه اين كتاب من أوّله الى آخره برخواند بداند كه اين مصنّف از آن قوم است كه مبالغتها كرده است در عداوت علىّ مرتضى و خصومت آلش ائمّهء هدى ،
وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى
« 2 » .
آنگه گفته است : « و فضيحت دوم آنست ايشان را كه با معتزله موافقت
كردهاند و صفات خداى را انكار « 3 » كردهاند و او را خالق لم يزلى ، و رازق لم يزلى ، و سميع و بصير لم يزلى ، و متكلّم لم يزلى ، و مريد لم يزلى نگويند ، گويند : سميع و بصير است بمعنى عالم و قادر ؛ و علم و قدرت را خود منكر باشند ، و گويند : مريد افعال خويشتن است نه مريد افعال ما ، و بيناست به شرط وجود مرئيّات ، و سميع است به شرط وجود مسموعات ، و همچنين « 4 » ، و متكلّم است يعنى خالق كلام است ، و رازق آنگه بود كه رزق آفريند « 5 » ، و مدرك آنگه بود كه مدرك « 6 » آفريند ، و مذهب اهل حقّ آنست كه او هميشه بر صفات كمال بود هميشه « 7 » خالق و رازق و عالم و متكلّم و قادر و غنى و سميع و بصير بود ، صفات او بنگردد و همواره بيننده واشنوا بود نه بحاسّه و آلت ، اگر مخلوقات بود و گر نبود ، و همواره متكلّم بود » .
هامش
( 1 ) - براى تحقيق در اين مطلب رجوع شود بتعليقهء 178 .
( 2 ) - ذيل آيهء 47 سورهء مباركهء طه .
( 3 ) - ع ث : « نگاه » .
( 4 ) - ع ث ب م : « و بصير است همچنين » و متن موافق دو نسخهء « ح د » است كه درست است زيرا « و بيناست به شرط وجود مرئيات » عين همين معنى است و هيچگونه موجبى براى تكرار نيست .
( 5 ) - ع ث ب م : « آفريد » .
( 6 ) - ح : « درك » .
( 7 ) - ح د : « و هميشه » .