مىداند خداى تعالى مكافاتش كناد بهر چه گفته است و نوشته
إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ
« 1 »
امّا آنچه گفته است و دروغ بر رسول عليه السّلام نهاده است كه گفت : « يهود هذه الامّة الرّافضة » بيرون « 2 » از آنكه خداى تعالى داند كه رسول منزّه است از مانند اين گفتن ، و در هيچ كتابى مسطور نيست ، و از هيچ محدّثى مذكور نيست ، و بيچاره خود را نصيب « 3 » كرده است از آن خبر بىشبهت كه رسول عليه السّلام گفته است :
من كذب علىّ متعمّدا فليتبّوأ مقعده من النّار « 4 » ، و معارضه كردهاند اين خبر را كه از اخبار آحاد « 5 » است بخبرى متواتر كه در حقّ مذهب مصنّف در آخر اين فصل بيايد ان شاء اللّه تعالى . و گر درست شود آن خبر كه آورده است در حقّ روافض باشد نه در حقّ شيعت كه قائلان عدل و توحيد و مقرّان بنبوّت و امامت ، و معترفان بكتاب و سنّت و شريعتاند و رافضى « 6 » نه آن باشد كه خوانندش ، آن باشد كه باشد كه ترك ماه - روى را بسى زنگى خوانند ، و سياه را بسى كافور « 7 »
وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ
« 8 » .
آنگه گفته است : « و حدّ دوم اين خانه با گبرى است « 9 » زيرا كه همچنانكه
گبران بيزدان و اهرمن گويند و اعتقاد كردهاند كه هرچه نيكى و خرّمى و راحتست از فعل يزدانست ، و هرچه زشتى و بدى و مضرّت است از فعل اهرمنست ، رافضى همين گويد كه خداى عزّ و جلّ خالق خير و نفع و نيكى است و خواهان آنست ، و هر چه شرّ و زيانست از فعل شيطانست بشركتهما « 10 » ، و مذهب حق آنست كه خداى تعالى خالق خير و شرّ است و مريد همهء أشياء است ، و اوست نافع و ضارّ ، آفرينندهء حركات و سكنات اوست ، و در خلق افعال كس « 11 » باوى شريك نيست ، و چنان كه گبركان خود را مولاى آل ساسان دانند رافضيان خود را مولاى علويان دانند ، و همچنانكه گبركان
هامش
( 1 ) - ذيل آيهء 101 سورهء مباركهء هود .
( 2 ) - ع ث م ب : « و بيرون » .
( 3 ) - ح د « بىنصيب » و مراد از متن آنست كه خود را با نصيب و بهرهمند از حديث نبوى آينده و مشمول آن گردانيده است .
( 4 ) - از احاديث متواتره فيما بين الفريقين است كه علما بشرح مبسوط بذكر تواتر آن پرداختهاند .
و براى اشاره بموارد آن رجوع شود بتعليقهء 160
( 5 ) - ع : « از اخبار آحاد آحاد » ( بتكرار « آحاد » ) .
( 6 ) - ع : « و روافضى » .
( 7 ) - چنان كه حكم مثل سائر يافته اين مصراع : « برعكس نهند نام زنگى كافور » .
( 8 ) - از آيهء 88 سورهء مباركهء هود و ذيل آن اين است : « و اليه انيب » .
( 9 ) - ح د : « كه حد دوم اين خانه با كبرگان دارد . »
( 10 ) - ح د : « بشركت ما » .
( 11 ) - ث م ب : « كسى » .