ايشان مانند اين و بيش از اين بودهاند و گفته و كرده ، و قرآن مجيد از آن همه حكايت مىكند ، امّا مىبايست كه مصنّف نو ناصبى از براى حرمت مهاجر و انصار اين فصل را انكار نكرده بودى و بر ايشان تشنيع نزده بودى كه رافضيان عهد على درين احوال اقتدا بمهاجر و انصار كرده بودند كه با رسول عليه السّلام همان معامله كردهاند و سيّد عليه السّلام از دست و قول و عمل ايشان هم چنان متشكّى بوده است و نالان كه على از دست اين رافضيان ، و قرآن از آن جمله حكايت مىكند ، اوّلا گروهى بزفان « 1 » محمّد را مىگفتند : ما با توايم ، و بدل با وى نبودند و دشمن وى بودند تا آيت آمد از خداى تعالى كه :
إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ
« 2 » ، بديگر موضع چون نماز بريا و كسلانى « 3 » مىكردند ، و زكات باكراه مىدادند ، و بر محمّد ( ص ) انكار مىكردند ؛ و او تنگدل مىشد تا آيت آمد كه :
وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى وَ لا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ
« 4 » ، و چون رسول در تابستان عزم غزا كردى مىگفتندى :
ما بگرما گرم شمشير نتوانيم زدن تا آيت مىآمد كه :
قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ
« 5 » ، و چون لشكر بمدينه مىآمد مىگفتند : خداى و رسولش ما را بدروغ مىفريبند و كيست كه طاقت عمرو دارد ؟ ! تا برسوائى ايشان آيت مىآمد كه :
ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً
« 6 » ، و چون رسول عزم مصافى كردى عذرها بدروغ مىنهادندى كه : ما را عيال است و خانهها خراب است ؛ نتوانيم آمدن ؛ تا بارى تعالى مىگفت :
يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً
« 7 » ، و چون امير المؤمنين عليه السّلام تنها ساز و عدّت و آلت برمىگرفت « 8 » و تنها پيش « 9 » عمرو مىرفت ايشان در خانهها نشسته و در خانهها و شهر بسته هنوز رسول را باور نمىداشتند و مىترسيدند
هامش
( 1 ) - م ح د : « به زبان » .
( 2 ) - نخستين آيهء سورة مباركهء « المنافقون » .
( 3 ) - م : و « كسالت » ح د ندارند .
( 4 ) - ذيل آيهء 54 سورهء مباركهء التوبة .
( 5 ) - ذيل آيهء 81 سورهء مباركهء التوبة .
( 6 ) - ذيل آيهء 12 سورهء مباركهء الاحزاب .
( 7 ) - ذيل آيهء 13 سورهء مباركهء الاحزاب .
( 8 ) - ع ث : « مىبرگرفت » .
( 9 ) - ح د : « و چون امير المؤمنين علم به تنهائى برميگرفت و پيش » .