بدين سبب به دو شتافتند ، و مالها بذل كردند ، و دختران را به دو بازبستند ، تا از پس او بمراد رسيدند و بر امّت مسلّط شدند ، مادر بمرگ او بنشيناد بچه مراد رسيدند ! ؟
به خوردن يا بپوشيدن « 1 » يا بناهاى عالى يا گنجهائى كه بنهادند يا بشهوتهائى كه براندند . . . ! ؟ سيرت بو بكر ظاهر است كه چه خورد و چه پوشيد ، سيرت پسنديدهء ايشان كه هريك از آفتاب ظاهرتر است ، و كتاب « المفصح فى الإمامة » كه محمّد نعمان الحارثى كرده است چند طعن بر اجّلاى « 2 » صحابه زده است و به چند لقب بد عمر را برشمرده است » .
امّا جواب چنين فصل بىأصل و نقل بىمغز چگونه توان نوشتن با چندين حوالات محال و بهتان و إثم و إفك كه بتشنيع برين « 3 » طايفه نهاده است و از اين آيت و معنى آن بىخبر مانده كه بارى تعالى گفت : «
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
« 4 » » و قال تعالى «
وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ
» « 5 » و هرترك و تازى و عامى « 6 » كه اين فصل بخواند يا بشنود گمان برد كه اين مذهب شيعه است و خداى تعالى عالم است كه برين وجه نه مذهب امامتيان « 7 » اصولى است ، و اگر اخباريى يا حشويى يا غالبى چيزى گويد و نقلى نادرست افتد ؛ بر اصوليّه بستن غايت بىامانتى و نامسلمانى باشد و بضرورت جوابى كافى شافى بىتقيّه و تعصّب برود با حجّت و دلالت و معارضت ان شاء اللّه تعالى ، بارى تعالى توفيق رفيق همهء مسلمانان گرداناد تا در قول و قلم آن آرند كه بقيامت از عهده بدر توانند آمدن انّه القادر القدير .
امّا جواب آنكه « صحابهء بزرگ و سلف صالح و زنان رسول را دوست ندارند و بد گويند » در فصول متقدّم برفته است ، و از تكرار بىفايده ملال خيزد و نه مذهب اصوليان است چنان كه صعود و نزول جايز داشتن بر خداى تعالى نه
هامش
( 1 ) - ع : « بنوشيدن » م : « نوشيدن » .
( 2 ) - ع ح د : « در اجلاى » .
( 3 ) - ع ث م ب :
« بدين » .
( 4 ) - در سورهء مباركهء مرسلات در ده مورد ذكر شده است .
( 5 ) - آيهء 7 سورهء مباركهء جاثيه .
( 6 ) - ح د : « و هرتركى و تازيى و عاميى » .
( 7 ) - ث م ب ح د :
« اماميان » .