تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
و تشنه‌تر باشد هركجا بىآلتى متّهمى « 1 » باشد بدروغ خويشتن در فتراك « 2 » نيكان بندد به حمد اللّه بدين تقرير و تصنيف كه ساخته است هم از مذهب بو حنيفه است ، و هم از مذهب شافعى مهجور
اندر همه ده جوى نه ما را * ما لاف‌زنان كه ده كيائيم
« 3 »

آنگه گفته است : « خصوصا قاضى القضاة امام كبير ظهير الدّين نعمان الزّمان بو حنيفهء دوم است » .

جواب آنست كه آرى هست مبارك باد امّا خواجه سنّى درين ثنا تقيّه مىكند و بمذهب او تقيّه باطنيى باشد كه مدح مىگويد قاضى القضاتى « 4 » را كه در پيش تخت سلطان سعيد مسعود - نوّر اللّه قبره - بحضور أركان عالم بدرست كرده است كه مذهب خواجه در وجوب معرفت با مذهب ملحدان برابر است و خطّ رئيس و عالم خواجه بحجّت ستده و ايشان را از مذهب صد و پنجاه ساله تبرّا فرموده ، و در جهان او را و بو حنيفه را دشمنى نيست از مجبّران عظيمتر ، تا داند كه تقيّه و نفاق كرده است درين اجرا ، و السّلام .

آنگه گفته است : « و هرگز هيچ سنّيى را تهمت الحاد نيفتاده است » .

امّا جواب اين كلمه آنست كه خلاف نيست كه سنّى ملحد نباشد و شيعى ملحد نباشد ملحد ملحد باشد بهر مذهب كه التجا كند امّا عادت ملاحده آن باشد كه هرگروهى خود را بر مذهبى بندند امّا خواجه مىبايست كه حسن صبّاح ، و بلفتوح گوره‌خر ، و بلغنايمك ديه‌دار « 5 » اصفهانى ، و عطّاش أقرع ، و بلمعالى نحّاس ،
هامش
( 1 ) - ث : « منتمى » و نسخهء « ع » را هم‌چنين ميتوان خواند پس منتمى بمعنى منتحل خواهد بود يعنى بدروغ خود را بپاكان و بزرگان منسوب سازد چنان كه ذيل عبارت بيان مىكند . ( 2 ) - ح د م : « خويشتن را بر فتراك » ( 3 ) - ح د م : « ده خدائيم » و شعر از سنائى است رجوع شود بديوان او ( ص 691 بتصحيح مدرس رضوى ) : «و اندر همه ده جوى نه ما را * ما لاف‌زنان كه ده‌خدائيم» ( 4 ) - ع ث م ب : « قاضى القضاة » . ( 5 ) - م ح : « بلعثمانك » .
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى ) — صفحة 206 | عبد الجليل قزوينى رازى