و بعد از آن خواجه عراقى طاووسى رئيس و حاكم صد هزار مرد ، پسر امامى چون محمّد طاووسى از خانهء معروف مردى عديم النّظير هم در عهد اين پادشاه كشته آمد و بعد از سه روز سنّيان عوام به فتواى علماى سنّى از گورش برآوردند و پاره پاره بكردند و در سرايش متفرّق كردند تا خواجه بداند كه سنّيان قزوين كه با خواجه و امام و قاضى خود چنان معامله كنند اگر خليفهء شيعى را بتعصّب بياويزند بديع نباشد و نقصان مذهب و اعتقاد شيعه نباشد تا خواجه چون تصنيف كند همهء تواريخ ياد دارد كه در هرمذهبى كسى باشد كه داند ، و قتل و صلب و نهب و غارت نقصان مذهب و اعتقاد را بنشايد كه خلفا و سلاطين و امرا و وزرا و جهانداران سنّى و حنيفى و شيعى را بسى « 1 » كشتهاند در هرتاريخى تا بر يكديگر قياس مىكند ،
وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى .
آنگه گفته است : « و در هيچ شهرى كه رافضيان آنجا غلبه دارند چون بنگرى دين و شريعت را
آنجا جمالى نباشد ، و جمع « 2 » أهل رفض را بها نبود ، چون قم و كاشان و آبه و ورامين و سارى و ارم كه قرينهء الموت است بدانكه « خير العمل » آشكارا زنند ، و در رى در مصلحگاه « 3 » و در خراسان و سبزوار جماعت نكنند ، و نه شرع را قوّتى باشد « 4 » و نه مسجدهايشان را نورى » .
امّا جواب اين فصل آنست كه :
معلوم است كه در شهر قم كه همه شيعتاند آثار اسلام و شعار دين و قوّت اعتقاد چون باشد از جوامع كه بلفضل « 5 » عراقى كرده است بيرون شهر ، و آنچه
هامش
( 1 ) - ح د : « سنى و شفعوى و حنفى بسيار » و باقى نسخ « حنيفى » را ندارد .
( 2 ) - كذا در همهء نسخ و شايد صحيح « مجمع » بوده است بقرينهء سابق و لا حق عبارت .
( 3 ) - ح : « و در مصلحگاه رى » و صريحا « مصلحگاه » بهاء در آخر ذكر شده است .
( 4 ) - ث م ب : « و شرع را قوّتى نباشد » ح : « اين جماعت بىشرع را قوّتى نباشد ، و مسجدهاى ايشان را نورى نه » .
( 5 ) - ح د م : « بو الفضل » .