و نور ديدهء شريعت است ؛ و
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
.
آنگه گفته است : و رسول ما خود سه كافر را كشت و در لشكر بو بكر و عمر بردّه « 1 » و فتوح عجم و شام شجاعان و بطريقان بودند كه هريك هزار كافر را كشتند چون خالد وليد و زبير عوّام و عكرمه و عمر و معديكرب » .
امّا جواب آنست كه : ما خود نگفتهايم و مذهب ما نيست كه فضيلت بزرگتر بكافر كشتن است تا اين كلمات لازم شود . و معلوم نيست كه رسول چند كافر كشت و كجا كشت و سلطان اگر خود نكشد آنچه مبارزان لشكر كشند بقوّت و نصرت و ظفر او باشد ؛ و فتوح ردّه و شام را تكرار كردن در هرفصلى فايدتى نيست زياده ، امّا خالد وليد و زبير و عكرمه و عمر و معديكرب را با على مقابله كردن در شجاعت غايت ناصبيى و خارجيى و عداوت و مبغضى باشد كه روز بدر و احد كه آن شير خدا و شمشير مصطفى گردن گردنان « 2 » مىزد خالد هنوز لاف از حميّة الجاهليّة مىزد ، و زبير هنوز شربت كلمهء اسلام « 3 » نياشاميده بود و دگران چون عمر و معديكرب بتيغ على مسلمانى يافتند
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
« 4 » ،
أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ
« 5 » ،
وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ
« 6 » ، قياس على با اوصياى بزرگوار انبيا كنند در نفس چون شيث و سام و هارون و يوشع و شمعون ؛ و
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
.
آنگه گفته است : « دين هدى را دولت نه بعلى بود بلكه دولتش برسول خداى بود و رونقش بعمر خطّاب ،
و آنچه عمر كرد ده يك آن على كجا كرد ، آن همه « 7 » زمين و بلاد گبركان و ترسايان در دولت خلافت عمر برأى و تدبير و سياست او ستدند نه در [ زمان ] خلافت على ، و اگر بزعم و انداخت رافضى گوئيم كه : هيبت
هامش
( 1 ) - مراد جنگ با اهل رده ( بكسر راء و تشديد دال مفتوحه ) است .
( 2 ) - در برهان گفته :
« گردن بر وزن ارزن معروف است و به عربى جيد و عنق خوانند و جمع آن گردنهاست ، و شجاع و قوى و صاحب قدرت را نيز گويند و جمع آن گردنان است » .
( 3 ) - اسلام فقط در دو نسخهء « ح د » است .
( 4 ) - از آيهء 9 سورهء مباركهء زمر .
( 5 ) - آيهء 18 سورهء مباركهء سجده .
( 6 ) - صدر آيهء 12 سورهء مباركهء فاطر ( - ملائكه ) .
( 7 ) - ث ب م ح د : « اين همه » .