برگرفتند و چهارپاى را خود قياس نه ، و درين پنج سال كه او وزير بود سه بار همچنين مصادرهاش مىكردند و سراهايش بغارت مىدادند و باز خلعتش مىدادند و با سر كارش مىفرستادند و او در عهد وزارت پنهان رسولان بديلمان « 1 » مىفرستاد و ايشان را بر ملك حثّ « 2 » مىكرد و در آن نكبتها به مسلمانان مىرسيد چنان كه در آن وقت كه بو طاهر جنّابى و بو سعيد جنّابى با آن لشكر بىمنتها بمكّه راندند و بروز عرفه در عرفات سى و هفت هزار مرد را از حاجيان بكشتند ، و خلايقى خود را در آن چاهها « 3 » افكندند ، و سه روز مكّه بغارت دادند و حجر الاسود بكندند و بمصر بردند و بيست و سه « 4 » سال ببرده بود [ ند ] « 5 » آنگه هم ملحدان ردّ كردند و مىگفتند : « أخذناه بأمر و رددناه بأمر » و شرح اين غلبه و حادثه در كتب مسطور است و مشهور ، و آن لعين بنفرين پسر جنّابى در عرفات بوقت غارت مىگفت : ناودان بگيرى « 6 » ملحدى آهنگ كرد هلاك شد تا بازده ميشد « 7 » و هلاك ميشدند و به آخر بگرفتند و آن ملعون ميگفت : هو في السّماء و بيته في الأرض ؟ ! حجّوا « 8 » الى مصر ؛ حجّ با مصر آرى » . « 9 »
امّا جواب اين فصل : رحمت و بركات بر آن مسلمان باد كه اين فصل و جوابش باستقصا برخواند و نيك فهم كند و انصاف بدهد .
هامش
( 1 ) - ح د : « بديلم » .
( 2 ) - ع : « حثه » ث : « حشعه » ب : « حشفه » م ح : « حريص » و حثّ بمعنى تحريض و واداشتن و برانگيختن است و شايد حثه ( بصيغهء بناء مرّه ) اصطلاحى در آن زمان براى اين معنى بوده است .
( 3 ) - ح : « و خلايق خود را در خانها » .
( 4 ) - ع :
« بيست و سال » ث م ب : « بيست سال » ح د : « بيست و سه سال » در ص 201 جامع التواريخ چاپ بنگاه ترجمه و نشر كتاب باهتمام محمد تقى دانش پژوه و مدرس زنجانى مذكور است : « قرمطيان سنگ سياه كعبه را در 14 ذى حجهء سال 317 ربودند و در 10 ذى حجهء 339 آن را بدانجا برگرداندند چنان كه مورّخان گفتهاند پس بيست و دو سال آن را نگاهداشتهاند نه بيست و پنج سال چنان كه صاحب جامع التواريخ در ص 17 سطر 13 - 14 گفته است » .
( 5 ) - م ث ب : « سپرده بود » ح د : « برده بودند » .
( 6 ) - ح د : « بگيريد » و متن مطابق اصطلاح زمان مصنف است چنان كه در تعليقهء 31 بيان شده است .
( 7 ) - ح د : « آهنگ كرد پانزده ملحد شدند » .
( 8 ) - ع ب : « و حجه » ث : « و حجة » .
( 9 ) - م : « هو فى السماء و بيته في الأرض ، و حجوا الى مصر ، حجّ را بمصر آرند » د : « من في السماء زينته فى الأرض حجرا الى مصر ما مصرارى » ح : « من في السماء زينته في الأرض حجوا الى مصراءى » .