در بازار « 1 » [ مسلمانان ] ميگذشت و ميگفت : راه به مسلمان باز دهى « 2 » . و پندارى كه با اين همه تلبيس خواجه خود را صلبتر و متعصّبتر و معتقدتر مىپندارد از « 3 » ولاة و امرا و قضاة و حكّام و علما و خواجگان ، و خود نميداند كه مصلحت ملك و دين ايشان بهتر دانند ، و اگر جهان خراب شود خواجه را ازين بس باكى نباشد « 4 » ؛ بط را چه زيان اگر جهان گيرد آب « 5 » ، و بندانسته است كه مذهب و مقالت « 6 » اسلاميان « 7 » مختلف است و پادشاه راعى رعيّت « 8 » باشد و راعى را با آفتاب « 9 » مشابهت كردهاند كه بر همهء بقاع بنيك و بد تافته شود ، و نيك و بد به دنيا بحجّت « 10 » ظاهر شود و بقيامت پديد آيد محقّ از مبطل ، و تقى از شقى ، و موافق از منافق ،
وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
« 11 »
آنگه گفته است : « و « 12 » در بازارها مناقبخوانان گندهدهن فراداشتهاند كه ما منقبت امير - المؤمنين ميخوانيم
و همه قصيدههاى پسر بنان رافضى و امثال او « 13 » ميخوانند و جمهور روافض جمع ميشوند همه وقيعت صحابهء پاك و خلفاى اسلام و غازيان دين است كه ميخوانند و صفات تنزيه كه خداى راست جلّ جلاله ، و صفت عصمت كه
هامش
( 1 ) - ح : « از بازارى »
( 2 ) - م ب ح : « دهيد » و متن در دو نسخهء « ع » و « ث » مطابق اصطلاح زمان تأليف است چنان كه در تعليقهء 31 ياد شده است .
( 3 ) - ح باضافهء :
« وزراء و » .
( 4 ) - ح باضافهء : « مصراع » .
( 5 ) - گويا مصراع از سنائى ( ره ) است و نظيرش گفتار سعدى است در بوستان :« گراز نيستى ديگرى شد هلاك * ترا هست بط را ز طوفان چه باك »( 6 ) - ح : « مذهب مسلمانان » و تعبير مصنف ( ره ) مطابق اصطلاح متكلمان است : « الآراء و الديانات و المذاهب و المقالات » .
( 7 ) - ح د : « مسلمانان » پوشيده نماناد كه نسخهء كتابخانهء چهل ستون مسجد جامع كه رمز آن « د » مىباشد از همين جا يعنى « مسلمانان مختلف است » آغاز مىشود و از اوّل كتاب تا اين عبارت را : « كه مذهب و مقالت » باشد ندارد و از همين جا بمقابلهء كتاب با اين نسخه نيز مىپردازيم .
( 8 ) - ح د : « غم رعيت » .
( 9 ) - ح د : « بآفتاب » .
( 10 ) - ح د : « بدليل و حجت » .
( 11 ) - از آيهء 25 سورهء مباركهء آل عمران .
( 12 ) - ح د : « كه » .
( 13 ) - ح د : « از بيان و امثال او » .