و أنا أمير عليكما كما أمّرني رسول اللّه ( ص ) الى آخره .
و اگر بذكر آنچه مهاجر و انصار گفتند درين معنى مشغول شويم كتابها خواهد و روزگارها بايد و ما را اين قدر كفايت است پس در حكمى كه بهرى از اصحاب اقرار كنند و گروهى انكار كنند و عقل را در آن تردّدى باشد اگر شيعت را در آن خلاف « 1 » باشد حوالت نشايد كردن بمخالفت و خصومت صحابهء رسول ، و چون جماعتى امامت به اختيار و اجماع گويند ، و جماعتى بنصّ و شرط « 2 » عصمت ؛ اين بر حساب آن جمله بايد گرفتن كه خواجه در مواضعى بدليل آورده كه :
اختلاف أمّتى رحمة ، تا شبهت زايل باشد و مقصود حاصل .
آنگه گفته است كه : « پس چون كار با اين جماعت افتاد كه ايشان را غم دين كمتر است رافضى
برايشان تلبيس ميكنند « 3 » و آنچه هرگز نديدهاند اكنون مىبينند و آشكارا فضايح خويش ميگويند و بتعصّب خانههاى مسلمانان ميكنند « 4 » و بگونهء ديگر فراروى ارباب دولت ميدارند و مذهب رفض « 5 » را تربيت « 6 » ميكنند » .
امّا جواب اين فصل آنست كه ديگر باره خواجه نومسلمان كه به بيست و پنج ساله رافضيى « 7 » اعتراف داده است بر تركان غازى و سنّيان اصلى « 8 » تشنيع مىزند و انكار مىكند و ميگويد : ايشان را غم دين و اسلام كمتر است ، مثالش درين امر بمعروف چنانست كه در حكايت مىآيد كه جهودى مسلمان شد و هم در ساعت
هامش
- « انظر بمركزك اى الى مركزك و محلك الذى اقامك فيه النبى ( ص ) من عسكرى و أمرك ان تكون فيهم ، او من كونك رعية لامير المؤمنين ( ع ) ، او انظر في أمرك و مقامك » و از اين بيان معنى « مكانك » نيز روشن شد و اما « كتيبتك » شايد به اين اعتبار باشد كه كتيبه بمعنى لشكر و سپاه است و چون ابو بكر تحت امارت اسامة بن زيد و جزء سپاه اسلام بوده است از اين روى « كتيبتك » تعبير شده است طالب تفصيل بكتب اخبار و سير كه امور مربوط به بيعت ابو بكر را متضمن است مراجعه كند زيرا اين مقام گنجايش بسط بيش از اين را ندارد .
( 1 ) - ح : « خلافى » .
( 2 ) - ع : « به شرط » .
( 3 ) - ع ث ب ح : « رافضى بر ايشان تلبيس مىكند » و ظاهر : « رافضيان » يا : « رافضيى » .
( 4 ) - م : « خراب ميكنند » .
( 5 ) - ب م : « رافضيى » .
( 6 ) - ح . « تقويت » .
( 7 ) - م : « كه برفض بيست و پنج سالهء خويش » .
( 8 ) - ح : « اصيل » .