بعد از مرتضى بچهل روز اسلام آورد و سبقت على را بود بدان مدّت پس اولىتر باشد اگر سبقت را منزلتى بود « 1 » أمّا آنچه گفته كه :
« مرد رسيده بخلافت اولىتر باشد كه كودك نارسيده » .
جواب اوّلين آنست « 2 » كه باتّفاق علما درجهء نبوّت رفيعتر است از درجهء امامت و بارى تعالى در قرآن مجيد كودك نارسيده را بحكمت و نبوّت ياد كرده است آنجا كه در حقّ عيسى مريم حكايت مىكند از قول او در حال طفوليّت :
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا * وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ
« 3 » ، و در حقّ يحيى سه ساله ميگويد : و آتيناه الحكم صبيّا « 4 » .
پس اگر سه روزه و سه ساله را نبوّت درست باشد ده ساله با حصول شرايط موجبه امامت را شايد .
و جواب دوم آنست كه روز دعوت نبوّت امّت را بامامت غير رسول چه حاجت بود كه رسول عليه السّلام چنان كه رسول بود امام [ هم ] بود و دعوى امامت بعد از عهد رسالت ميرود و على را آن روز سى و سه سال بود و بمقام امامت و منزلت زعامت رسيده بود باتّفاق امّت ، و چون معصوم و نصّ او « 5 » بود و عالمتر از همهء امّت بود به احكام دين و شريعت ، امام او باشد بعد از پيغمبر بلافصل ، تا به نظر درين فصل جملهء شبهتها زايل باشد و همهء مقصودها حاصل « 6 » و الحمد للّه ربّ العالمين كما هو أهله و مستحقّه .
آنگه گفته است كه : « و اجماع است از چهار دليل ؛ يكى اجماع است ، « 7 » و يكى دليل عقل است ،
هامش
( 1 ) - ع ث م ب : « پس اوليتر كه كودك نارسيده » .
( 2 ) - ح س : « اولين » را ندارد .
( 3 ) - از آيهء 30 و 31 سورهء مباركهء مريم .
( 4 ) - ذيل آيهء 12 سورهء مباركهء مريم .
( 5 ) - ح س : « و نفس او » .
( 6 ) - م ث ب : « حاصل شود » ح س : « حاصل آيد » .
( 7 ) - ح س : « كه اجماع امت از چهار دليل باشد » و عبارت اين دو نسخه بهتر است .