در محبّت خسروان را از اطاعت عار نيست * ملك عشقست اين و اينجا حاكمى جز يار نيست 26
دودكش مطبخ جودت سپهر * شمسهء ايوان رفيع تو مهر 71
روز جلال تو مصون از زوال * ملك تو محروس ز عين كمال 71
رهى نمىبرم و جادهاى نمىدانم * بجز محبّت مردان مستقيم احوال 51 ، 36
ز خوبيهاى هند اين خوبيش بس * كه هرگز نيست كس را كار با كس 33
ستم از غمزه مياموز كه در مذهب عشق * هر عمل اجرى و هر كرده جزايى دارد 124
شاه فلك بندهء دربان او * مشعل مه شمع شبستان او 71
شبنم مگو كه بر ورق گل فتاده است * كان قطرهها ز ديدهء بلبل فتاده است 31
شكر شكر شوند همهء طوطيان هند * زين قند پارسى كه به بنگاله مىبرند 35
صيت تو با باد صبا هم عنان * كلك تو با مرغ جزا هم زبان 71
طبع تو گلدستهء باغ فلك * رأى تو آيينهء روى ملك 71
عرصهء ميدان تو بادا فلك * چاوش ايوان تو بادا ملك 71
على الحقّ حجة الاسلام او بود * على القطع افضل ايام او بود 70
فنا نهايت كردار حقّ پرستان است * ولى به عشق تو اين شيوه اوّلين قدم است 15
گر چه از حكم قضا جان جهان بر باد رفت * يافت عالم از مسيح تازهاى جان نوى 25
گر صفاهان نو شد از شاه جهان ، عبّاس شاه * حيدرآباد از تو شد شاها صفاهان نوى 25
مدّعى گر دعويى دارد ، مسلّم داشتيم * روشنش بادا كه ظلّ اللّه دعوى دار نيست 26
معين دين و دنيا را تويى مهر * كه شهرستان علمم را تويى در 70
من غم عالم ندارم ، عاشقى كار من است * پادشاه كشور عشقم ، خدا يار من است 24
نااميد از خود مكن دل را پس از چندين اميد * گر نسازى كار او ، بارى بگو خواهيم ساخت 26
نكهت انفاس تو يحيى العظام * خدمت درگاه تو اقصى المرام 71
نگاه گرم كسى آرزو پرستم كرد * و گرنه همّت من فوق شادى و الم است 15
نيست زنجير جنون در گردن مجنون زار * عشق ، دست دوستى در گردنش افكنده است 31
وه چه ايران ، آن چنان ايران كه آيد در نظر * رو به هر جانب كه آرى ، باغ رضوان نوى 25
هر چند به چار حدّ گردون * هر سو نگريم ، كارزارست 25
يادگار جدّ و عمّم سلطان محمّد قطبشاه * آنكه هندستان ز فيضش گشته ايران نوى 25