تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
آيه شريفه
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
111 اين است كه ذات هر شىء كلمهء خدا است پس ذات هر شىء عين تسبيح و تنزيه و حمد خدا است ، نيكو وجهى است . پس حقيقت تسبيح و تنزيه و حمد همان است كه خدا خود را نموده ، و از اينجا يك معنى لطيفى از براى ( انت كما اثنيت على نفسك ) 112 ظاهر شود . و ايضا سهولت خروج و دخول و ضرورت نفس به حدّى است كه نزديك است آن را از افعال تو نشمرند و امر اختيارى تو نگويند ، ايجاد خدا مر ما سوا را سهلتر از اين است
وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى
. 113 و ايضا چون نفس را نسبت به تو دهند گويا نسبت معدوم به موجود است و فى حدّ ذاته هالك است ، آنى التفات از او برگيرى معدوم صرف است ، كذا العالم الى بارئه
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
. 114 و ايضا نه داخل در تو است و نه خارج از تو ، كذا العالم داخل فى الاشياء لا بالممازجة خارج عن الاشياء لا بالمزايلة بينونة صفة لا بينونة عزلة . 115 و ايضا چنانچه نفس در مشك ، نما و برآمدگى و حركت و سبكى و بزرگى و كمال دهد و بر وزن او نيفزايد بلكه قطعا سبك‌ترش كند به جهت ميل هوا به مركز خود ، كذا النّفوس المنشأ للحياة بالنسبة الى الابدان و لذا سمّى الرّوح روحا كما قال 116
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
. 117 پس گويا فيض و نفس و روح رحمانى همان عالم حيات و ارواح است و ايجاد عالم اجسام همانا قلّه‌اى است كه خواهند به او عنقا گيرند و قفس است كه خواهند آشيان هما نمايند و تخم است كه زير مرغ آباء و ارواح علوى گذاشته‌اند تا جوجه شود و مشكى كه مىخواهند در او بدمند و خاك و مزرع است كه مىخواهند در او عقول و ارواح بكارند تا باز عقول و ارواح بچينند و دهن است كه مىخواهند نفس در او جارى كنند تا سخن گويند . و ايضا از آنجا كه مبدء و خزينهء نفس است حركت كند باز آخر به همان جا منتهى شود لذا آنچه از محمّد و آل محمّد ( ص ) به پيغمبران و معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين رسيد ، چون عصاى موسى ( ع ) و پيراهن ابراهيم ( ع ) و هكذا ، همه باز بالاخره عود به خودشان و يدا بيد تمام آن به حضرت قائم ( ع ) رسيد عجل اللّه فرجه ، چه گويا آنان امانت‌دار بودند . از اينجا يك معنى لطيف از براى
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
118 ظاهر شود ( ان ذكر الخير كنتم اوّله و آخره ) 119 ( الخ ) .
كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 506 | الملا نظر علي الطالقاني